شهید آسمانی :  عباس بابایی

«درباره سریال شوق پرواز»

 

پله اول : صدا و سیما و ما

نیت نداشتیم از صدا و سیما تعریف کنیم معمولا  صدا و سیما زباد  برای خود نوشابه باز می کند و خودش را تحویل می گیرد از تمام  عوامل سریالهای خود تقدیر می کند بدون اینکه ارزش گذاری دقیق داشته باشد و معیار او فقط پر بیننده بودن سریال است (؟)

در چند هفته  گذشته اتفاقی  افتاد ، پخش  سريال‌هاي «تا ثريا»، «پنجره» و «شيدايي» به خاطر محتوای  تلخ  آن با اعتراض  رسانه‌ها و مردم  مواجه شدند. اين انتقادها بدانجا رسید كه معاون  محترم سيما در نامه‌ اي به مديران سه شبكه تلويزيوني از آنها درباره ساخت سريال‌هاي تلخ توضيح خواست و مدیران مجبور  شدند چند قسمت از این سریال ها را حذف کنند تا هر چه زودتر به پایان رسند

پله دوم : دفاع مقدس و سیما

در تاريخ  اين سرزمين اتفاقات بسيار مهمی رخ داد كه «دفاع مقدس» از شاهکار های آن است. درباره اين جریان  مهم متاسفانه مطالب ضعيف و غيرواقعي نشر پیدا کرده است و حق مطلب آن‌ ادا نشده است و تلویزیون و سینما هرکدام به نوعی ضعف نشام دادند سینما احتیاج به داستان و قهرمان دارد ما در این مرز وبوم قهرمان کم نداشتیم ونداریم

رزمندگان و سرداراني سلحشور و فداکاری که در طول هشت سال دفاع مقدس  معجزه آفریدند مردانی از جنس عباس بابايي که سفري مانند مكه رفتن  يا رفتن به زيارت امام‌رضا(ع) و حتی  رسيدگي به خانواده  خود را كنار گذاشتند و تنها به حضور در جبهه فكر كردند به تصویر کشیدن ایشان بسیار دقیق وحساس به نظر می رسد  بويژه نسل سوم و چهارم كه كمتر با قهرمان‌هاي معاصر آشنايي دارند معرفی این بزرگان دارای اهمیت ویژه تری می شود زماني كه فشار سنگين تانك‌هاي زرهي صدام و بمباران شيميايي عرصه را بر رزمندگان و پياده‌نظام بسيجي تنگ مي‌كرد، با توكل برخدا،  پرواز هواپيماهاي شيرمردان نيروي هوايي و خلبان‌هاي شجاعي مانند بابايي و اردستاني ، دوران و کشوری بود كه چنان صحنه نبرد را عوض مي‌كرد كه عراق مجبور به عقب‌نشيني مي‌شد و در سراسر جبهه‌ها «الله اكبر» را طنين‌انداز مي‌كرد در همین ژانر سريال سيمرغ و فیلم حمله به اچ 3 و فیلم  حماس  درباره  شهداء هوانیروز ساخته شده است وهمه این ها قسمت کوچکی از دفاع مقدس است

پله سوم : سریالی درباره زندگی شهید بابایی

ارائه زندگينامه شخصيت‌هايي مانند عباس بابايي و به تصوير كشاندن صداقت و صفا و صميميت او در كنار توانايي، قدرت مديريت و ابتكار و خلاقيت او و شجاعت و نترسي او مانند يك الگو مثل آب حياتي براي تشنگان اين روزگار است.

فیلم ساختن درباره یک شهید بسیار سخت است چون  بخشي از قصه به زندگي روزمره او اختصاص دارد و تاكيد مي‌شود اگرچه او قهرماني آسماني است اما غيرقابل دسترس نبوده و از درون همين جامعه و مردم و زندگي عادي به اين مقام و مرتبه رسيده است. مانند شهيد بابايي  که وقتی در درون خانه و در ارتباط با همسر و فرزند و اعضاي خانواده‌اش قرار مي‌گيرد ديگر موقعيت نظامي را نداشته و مثل ديگر همسران و پدران است. در واقع مخاطب در اينجا او را به عنوان يك فرد معمولي مي‌بيند و زماني كه او را در كنار وجوه قهرمان‌گونه‌اش قرار مي‌دهد تاثيرپذيري‌اش نيز بيشتر مي‌شود.

به هر حال او به خاطر اعتقادات و باورهايش و دفاع از سرزمين و مردمش از زندگي و لذت‌هاي شخصي خود مي‌گذرد و با دلبستگي‌هاي خود مبارزه مي‌كند. اتفاقا روابط عاشقانه او با همسرش دارد که اين كار را براي كساني مثل عباس سخت‌تر مي‌كند و اين‌كه آنها نيز مثل ساير انسان‌ها تعلق خاطر و دلبستگي‌هاي عاطفي و زميني داشتند، اما اين دلبستگي‌ها آنان را زمين گير نكرده و شوق پرواز را از آنان نگرفته است  این سريال تلاش مي‌كند اخلاق و روحيه عباس بابايي را به مخاطبش معرفي كند. از زاويه نگاه عباس بابايي دستاوردهاي جنگ معرفي مي‌شود. دستاوردهايي فرهنگي كه سبب شد فردي همچون عباس بابايي كه تحصيل كرده امريكا است، در خدمت جنگ قرار گيرد و در نهايت خود را عاشقانه فداي كشور كند.

آنها كه شهيد عباس بابايي را مي‌شناسند مي‌گويند او شخصيتي چندوجهي بوده است. در كنار وجوه نظامي و رتبه بالاي خلباني فردي به‌شدت مذهبي بوده است. اهل برنامه‌ريزي و ساماندهي بوده است  در رويدادهاي فراواني حضور داشته و در كنار اينها مردي خانواده‌دوست هم بوده است. در خاطرات عباس بابايي آمده كه او مثلاً گوسفند مي‌كشته و گوشت آن را به روستاهاي اطراف مي‌برده و ميان مردم تقسيم مي‌كرده است.

پدر شهید عباس بابایی  هر سال تعزیه ی عید قربان را در قزوین اجرا می کرد و فرزندش عباس هم نقش اسماعیل  را ایفا می کرد

خانه واقعی شهید عباس بابایی :

بخش هایی از سریال  شوق پرواز  در خانه ی واقعی  شهید عباس بابایی تصویر بردای شد این خانه یک خانه سازمانی در اطراف منطقه قصر فیروزه است که سالها  قبل در اختیار شهید بابایی و همسرش بوده و خانم حکمت هنگام حضور در تهران ، در این خانه زندگی می کرد و از مهمانانش در این خانه پذیرایی می کرد  خانم حکمت  یادگارهایی از شهید عباس در این خانه نگهداری می کند که برای تصویر برداری این بخش  در اختیار گروه سازنده  سریال  گذاشته شد

در سریال  به مسایل خانوادگی او  نه تنها اغراقی در این عشق نشده بلکه شاید در آن اندازه های واقعی هم به آن نیز پرداخته نشده است

فیلمنامه فعلی شوق پرواز  محصول مشورت های گروه سازنده و نویسنده ی سریال با خانواده شهید عباس بابایی و نماینده ی بنیاد شهید و امور ایثارگران و ارتش جمهوری اسلامی ایران است

پله چهارم : شوق پرواز

شوق پرواز براي اولين بار به سراغ يك شخصيت نظامي معاصر رفت

روایت قصه ای که در سریال  مربو ط به زندگی شهید می شود کاملا مطابق با واقعیات زندگی اوست

شوق پرواز يك سريال «شخصيت‌محور» بوده و قرار است شخصيت عباس بابايي را از نگاه ديگران روايت كند. البته در اين روايت همسر عباس پررنگ‌تر از ساير شخصيت‌هاست

این سریال مرحله  پیش ساخت بسیار طولانی داشت  فراهم  آمدن مقدمات ساخت این سریال  از سال 74  طی نامه ای که از سوی  بنیاد شهید و امور ایثار گران به دفتر  مقام معظم رهبری  ارسال شده بود آغاز شد در همان زمان دفتر  مقام معظم رهبری دستور همکاری داد و سه تن از نویسندگان ارتش  فیلمنامه ای برای سریال نوشتند این فیلمنامه در سال 76 وارد مرحله پیش تولید شد و حتی بخش هایی از آن فیلمبرداری شد  جالب است بدانید در این مرحله دکور شهر قزوین در شهر کرمان ساخته شد که شامل محله کودکی و نیز خانه و مدرسه ی شهید بابایی بود . دراین مرحله از کار حسین قاسمی جامی کارگردان این سریال بود که کار به  علت مشکلاتی متوقف شد پس از  یک توقف 10 ساله بار دیگر  در سال 1386  ساخت این پروژه رسما کلید خورد در شوق پرواز محصول مشترک «بنیاد شهید و امور ایثارگران» و «گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما»و «نیروی هوایی ارتش »  است. این سریال 24 قسمتی به کارگردانی «یدالله صمدی» و تهیه کنندگی «جواد نوروز بیگی»  با موضوع زندگی خلبان شهید «عباس بابایی» ساخته شده است این مرحله کارگردان  حسین قاسمی جامی و فیلمنامه  فرهاد توحیدی به نوشتن متن جدیدی پرداختند و برای باز بینی صحنه های تصویر برداری به قبرس ، افغانستان، عربستان رفتند تا برای تصویر برداری بخش های خارج از کشور این کشور ها مورد ارزیابی قرار گیرند اما فیلمنامه دارای کیفیت لازم نبود به همین دلیل با حضور مجید مجیدی به عنوان مشاور  پروژه  بار دیگر باز نویسی فیلمنامه آغاز شد

و در آخر یدالله صمدی به عنوان کارگردان ویژه ، کار وارد مراحل جدی  شد  و تصویر برداری از سال 88  آغاز شد ملیحه حکمت همسر شهید بابایی با دیدن فیلم دلشکسته  علاقه مند شده بود تا شهاب حسینی نقش شهید باباید را ایفا کند  شهاب  حسینی  با مطالعه فیلمنامه ی شوق پرواز و اطلاع از نظر  خانم حکمت به گروه سازنده ی این سریال پیوست

شهاب حسینی چند ماه بعد از آغاز تصوی برداری به گروه سازنده سریال پیوست و اولین صحنه ای که مقابل دروبین رفت صحنه ای حضور او در مدرسه پس از بازگشت از آمریکا بود حسینی پیش از حضور در مقابل دوربین و آغاز سکانس  چند کلمه ای با یدالله صمدی کارگردان سریال  گفتگو کرد و سپس با خودش خلوت کرد دو رکعت نماز خواند و پس از آن بازی  خود را آغاز کرد

 

پله پنجم : خانواده شهید بابایی

  الف)  خانم صدیقه حکمت :

شانس مهم اين سريال اين بود كه با همراهي خانواده محترم شهيد بابايي و به‌ويژه همسر گرامي ايشان سركار خانم «صديقه حكمت» بسياري از مسائل مهم و جدي سريال رفع شد. خانم حكمت درك كاملا درستي از اقتضاهاي كار فيلمسازي داشتند. خانواده اين عزيز پذيرفتند داستان زندگي اين شهيد را از نگاه يك كارگردان روايت مي‌كند، اين روايت محدوديت‌هايي دارد، بايد به خواست مخاطب احترام گذاشته شود

اما گفته شده که اغراقی در  رابطه بین عباس و ملیحه شده  و یا  آیا قبل از انقلاب ملیحه چادری بود ؟

1-    عشق این دو به هم واقعا زبانزد بوده و که نقل مجالس خانوادگی بوده است  . بخصوص که این دو با هم نسبت نزدیک فامیلی داشته اند و همه ، خاطراتی از این عشق داشتند و می گفتند که چه مخالفت هایی با ازدواج آنها شده بوده و به رغم همه ی این اختلاف ها ، این دو پای هم ایستاده بودند.

2-    خانم حكمت پيش از انقلاب باحجاب بودند. ايشان در زمان ازدواج 16 سال داشتند. در سال 1354 پس از ازدواج به دزفول رفتند. در دزفول حجاب ايشان روسري بود ولي در خارج از پايگاه چادر به سر مي‌كردند

3-   کراوات یا پاپیون ؟

در قسمتی که عباس بابایی ازدواج می کند و مراسم عروسی او برگزار می شود او کراوات زده بود چنین صحنه ای در عرف سریال های تلویزیونی که سعی می کنند شهداء را از سنین پایینتر دارای ویژه گی های خاص دینی نشان  دهند اندکی بی سابقه بود درباره این صحنه از همسر شهید بابایی در خصوص جزییات عروسی سوال شد خانم حکمت در روز تصویر برداری این صحنه ، سر صحنه حضور داشت ایشان گفت: عباس روز عروسی کت و شلوار و پاپیون زده بود

نکته ی جالب توجه در این صحنه این بود که تصویر برداری صحنه های عروسی هم زمان با روز تولد عباس بابایی بود و در حاشیه ی ضبط این مراسم برای عباس جشن تولد هم گرفته شد (؟)

ب)  فرزندان شهید:

از عباس بابایی  سه فرزند  به نام سلماء ، حسین ، محمد به یادگار مانده است صمدی  در مقام کارگردان دوست داشت فرزندان شهید  عباس بابایی حضوری هر چند کوتاه در سریال داشته باشند که با موافقت  سلماء و حسین ، این اتفاق رخ داد اما  محمد فرزند کوچک چندان موافق جلوی دوربین رفتن نبود

 

پله ششم : شهید سعید خجسته فر

اغلب مخاطبان سریال شوق پرواز با تماشای قسمت های ابتدایی این سریال تصور می کردند سعید خجسته فر که از کودکی با عباس بابایی بوده و همراه او مراحل خلبانی را طی کرده وجود خارجی دارد برخی از آن ها برای یافتن اطلاعاتی از سعید در فضای مجازی جست و جو کردند اما چیزی به دست نیاوردند

واقعیت این است که سعید خجسته فر شخصیتی ما به ازای خارجی ندارد و آنچه در تمامی دوستان عباس بوده در سعید خلاصه شده است  سعید چکیده و خلاصه ی دوستان و اطرافیان عباس است تا برای ببینده دیگر لازم نباشد برای پیکیری شخصیت شهید عباس بابایی به سراغ تک تک شخصیت ها و اطرافیان او برود ماجرای ممنوعیت پرواز  او به دلیل داشتن همسر خارجی هم منطبق بر واقعیت است

پیش از انقلاب برخی از جوان های نظامی ایرانی در سفر به خارج برای برای طی کردن دوره های آموزشی در پایگاه های نظامی ، در همان کشور همسر  اختیار می کردند اما این موضوع در ارتش برای ایشان مشکلاتی از جمله ممنوعیت پرواز را موجب شد که سریال بر آن توجه داشته است

حضور شخصیت های واقعی در سریال شوق پرواز محدودت های زیادی را قراهم می کرد و در صورت نام بردن از یک شخصیت واقعی که در قید حیات است این الزام راایجاد می کرد  تا تمام جزییات در خصوص او رعایت شود تا اعتراضی از سوی آن شخص و بستگانش مطرح نشود و برای جلوگیری از این مشکلات احتمالی از این شگرد استفاده شد

ضمن آنكه به دليل گذشت مدت زماني طولاني خيلي از اين شخصيت‌ها سرنوشت‌هاي مختلفي پيدا كرده‌اند. اما مقاطع خاصي از زندگي آنها از نظر دراماتيك جذاب بود. اينكه عباس در مقطعي به امريكا رفته و در آنجا دوستش ازدواج كرده، دروغ نبود. جلوگيري از پرواز خلبان‌ها به دليل داشتن همسر خارجي، دروغ نبود. عمليات دفاع خليج فارس و شهادت خلباني در اين منطقه دروغ نبود و درباره شهيد «هاشم آل‌آقا» اتفاق افتاده بود. ما براي سهولت در روايت قصه و ارتباط راحت‌تر مخاطب با سريال، تمام اين شخصيت‌ها را در يك شخصيت جمع كرديم و نام آن را گذاشتيم «سعيد خجسته‌فر» و بعد او را از نوجواني با قهرمان قصه همراه كردند تا بار دراماتيكي قصه بيشتر شود.

پله آخر: هنر و هنرمند متعهد

باید اذعان داشت رویکرد سیما به زندگی فرماندهان شهید بسیار خوب و مهم است اما راهی بسیار خطرناک است چون نباید چهره ایشان بسیار ملکوتی نشان داده شود تا غیر دسترسی باشد و اغراق از آن برداشت شود و نه بسیار دم دستی و لوث باشد تا از مقامات و فداکاری بی نظیر ایشان چشم پوشی شود آنچه در این سریال به چشم می آمد امکانات ضعیف پروژه فیلم سازی بود که این بلای بسیاری از فیلم سازان ارزشی معاصر شده است بازیگری حسینی در نقش  شهید ستودنی است به نظر می اید که این بازیگر با اعتقاد به این کار پرداخته که در وادی کم اینگونه سراغ داریم  فیلم نامه نویس و کارگردان اگر خود معنویت  نباشند مثلا نماز شب را تجربه نکرده باشند چگونه  می توانند این حس را انتقال دهند بنابراین کلام را خلاصه کنم بی تعهد و شاخت نمی توان اثر هنری متعهدانه ساخت

 

سیدغلامحسن خاکزاد شاهاندشتی

imankhakzad@gmail.com