از جمله بزرگوارانی که جهت راه اندازی پایگاه خبری تحلیلی 6 بهمن با اونها مشورت شده، جناب آقای وحید جلیلی، مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب و مدیرمسئول نشریه راه بود که در حقیقت مشوق اصلی ما هم بودند حالا اینکه چقدر تونستیم تو 6 بهمن به این حرفها جامه عمل بپوشانیم با شما. نظر خودمون که مثبته! در ادامه بعضی از مصاحبه خواندنی ایشون با روزنامه ایران رو که هفته گذشته منتشر شده می خونید که متاسفانه مثل خیلی از مطالب مفید دیگه آنچنان که باید در رسانه ها بازتابی نداشته:

تعریف
عدالت رسانه ای و ظلم رسانه ای چیست؟ بحث این است که اگر شما می خواهید با تبعیض مبارزه بکنید، تبعیض فقط در پول بنزین نیست که یک عده از آن برخوردار می شوند و
عده ای برخوردار نمی شوند. پس ما بیاییم و این را عادلانه کنیم. این یک بخش است.
مسئله این است که یک بخش عظیمی از مردم ما از امکان رسانه برخوردار نیستند. نزدیک
به 30 درصد مردم ایران در روستاها زندگی می کنند یعنی از هر سه ایرانی، یک نفر.
چند درصد
رسانه های کشور در خدمت بازنمایی واقعیت ها، مزایا، خواسته ها مشکلات و مطالبات مردم
روستایی است؟ وقتی که شما به مجموع فضای رسانه ای کشور نگاه می کنید اعم از رسانه
ملی و مطبوعات، تا فضای اینترنت، سینما، هنر و غیره می بینید که این بخش مهم از
جمعیت ایران ناپدید هستند. برآیند فضای رسانه ای شما در خدمت یک اقلیت 20، 30
درصدی است، که این رسانه های برآمده از اقشار خاص و مرفه باید روز بروز آزادتر
باشند . هیچ کس هم نمی گوید، آن دهاتی بیچاره ای که دستش به هیج جا نمی رسد، یک
روزنامه، سایت، شبکه تلویزیونی هم ندارد، پس او باید کجا حرفش را بزند؟ این می شود
تبعیض.
پس بحث
اصلی در عدالت رسانه ای این است که ایران به این عظمت، ایرانی که یک طرفش سیستان و
بلوچستان، یک طرفش آذربایجان، یک طرفش خراسان و یک طرفش بوشهر و خوزستان است، با
این عرض و طول ، با این همه اقوام ، نخبگان، فرهنگ ها، فداکاریهایی که در راه
انقلاب و اسلام و دفاع مقدس انجام دادند، اینها کمرنگ می شوند و یک اقلیت خاص
مجموعه فضای رسانه ای کشور را به دست می گیرند.
در ایران
سالی 100 تا فیلم ساخته می شود، 95 تا از این 100 تا در تهران ساخته می شود! و کاش
در تهران. در مناطق میدان ولیعصر به بالا ساخته می شوند. این یعنی بی عدالتی.
ولی
آیا این نگاه دولت است؟
چطور نیست؟
مجموعه
عظیمی از عوامل جمع می شود تا این نگاه به وجود آید. در خصوص این چیزی که شما می
فرمایید، دولت چه باید می کرد؟
همان کاری
که در حوزه های دیگر کرده است. چطور آقای حمدی نژاد و دولت نهم و دهم سفر های استانی انجام می دهند و به عمق اقالیم مختلف کشور می روند و کمبودهای
ملت را در می یابند و برایش پروژه تعریف می کنند. مثلا اینجا سد لازم دارد.اینجا
ورزشگاه نیاز دارد. اینجا مدرسه نیاز دارد. من می گویم، چرا به فکرشان نمی رسد که
اینجا رسانه نیاز دارد؟ چرا در کشور ده ها روزنامه منتشر می شود و قریب به اتفاق
اینها باید در تهران منتشر بشود؟
دولت نشان
داده بود که در بعضی از عرصه ها شجاعت خوبی دارد که بعضی از کلیشه را بشکند و
مرعوب فضاسازی ها نشود. در این حوزه هم می توانست این کار را بکند. چرا اصفهان نمی
تواند یک روزنامه سراسری داشته باشد؟ چرا ما نباید مجلات حرفه ای در تبریز و بوشهر
و کرمانشاه داشته باشیم که مخاطب ملی داشته باشد؟ واقعیت این است که بخش عمده ای
از آن برمی گردد به این که دولت برنامه ای برای این حوزه ندارد. دولت می توانست
این کار را بکند. کما اینکه یکسال در سینما شعارش را داد ولی پیگیری نکرد. این
تازه بحث اقلیمی است. اگر پا را یک مقدار فراتر بگذاریم و عمیق تر نگاه بکنیم، آن
موقع بحث های دیگر پیش می آید. کار ارشاد الان مجوز دادن برای راه اندازی رسانه ها
است. این مجوز دادن ها به غیرمنطقی ترین شکل صورت می گیرد که به دولت نهم و دهم هم
اختصاص ندارد. 30 سال است که همین طوری است. یعنی دولت آنجا نشسته و یک عده می
آیند و صف می کشند و درخواست مجوز می دهند. سه چهار سال طول می کشد تا نوبت به
زنبیل اینها برسد و به آنها مجوز بدهند. یعنی دولت خودش نگاه نمی کند که امروز چه
نیازی داریم و فضای رسانه ای کشور چه خلا هایی دارد. مثلا در عرصه علم و تکنولوژی
آقای احمدی نژاد تلاش کرد تا اقدامات خوبی صورت بگیرد. بحمدلله داریم خیلی از
نتایجش را هم می بینیم.
چرا ما
راجع به فوتبال بیست تا روزنامه در این کشور داریم ولی راجع به علم یک روزنامه
نداریم! این همه فعالیت های علمی و تکنولوژیک و دانشگاهی و پژوهشی در کشور انجام
می شود. اینها ارزش یک روزنامه را در کشور نداشته است؟چرا کسی حمایت نکرده که چنین
روزنامه ای شکل بگیرد. این کارهایی بود که دولت می توانست بکند ولی اصلا برنامه ای
نداشته...