یک رسانه مداح دیگر در آمل


آمل در مه: دو هفته نامه «صبح آمل» به مدیریت سعیدمجتهدزاده لاریجانی و به سردبیری افشین لاریجانی، وارد عرصه کم رمق و بلاوجه مطبوعات امل شد.نکاتی چند به زعم من؛ حائز اهمیت است:

... در فرازی از روزنامه، سردبیر، مسئولین را به تحمل نقد نصیحیت می کند.گویی که می خواهد بقبولاند نشریه نیامده تا بستاید.اما دستکم در شماره نخست آن،این نگاه در نیامده است و عوامل ان در شماره اول نتوانستند از اداب و رسوم رسانه های مداح شهرستان امل فاصله بگیرند...!

ادامه نوشته

یه سوال


بنظر شما چرا وقتی احمدی نژاد درباره "اصل کاری ها" صحبت میکنه(فارغ از درستی و یا نادرستی صحبتش)؛ چرا رسانه های وابسته به یک نهاد انقلابی مثل روزنامه جوان و یا سایت مشرق باید واکنش نشون بدن؟ افکار عمومی اینطور مواقع چی فکر میکنه؟

بهار زیبای مازندران



سخنانی که مبنای راه اندازی سایت 6 بهمن شد...


از جمله بزرگوارانی که جهت راه اندازی پایگاه خبری تحلیلی 6 بهمن با اونها مشورت شده، جناب آقای وحید جلیلی، مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب و مدیرمسئول نشریه راه بود که در حقیقت مشوق اصلی ما هم بودند حالا اینکه چقدر تونستیم تو 6 بهمن به این حرفها جامه عمل بپوشانیم با شما. نظر خودمون که مثبته! در ادامه بعضی از مصاحبه خواندنی ایشون با روزنامه ایران رو که هفته گذشته منتشر شده می خونید که متاسفانه مثل خیلی از مطالب مفید دیگه آنچنان که باید در رسانه ها بازتابی نداشته:

تعریف عدالت رسانه ای و ظلم رسانه ای چیست؟ بحث این است که اگر شما می خواهید با تبعیض مبارزه بکنید، تبعیض فقط در پول بنزین نیست که یک عده از آن برخوردار می شوند و عده ای برخوردار نمی شوند. پس ما بیاییم و این را عادلانه کنیم. این یک بخش است. مسئله این است که یک بخش عظیمی از مردم ما از امکان رسانه برخوردار نیستند. نزدیک به 30 درصد مردم ایران در روستاها زندگی می کنند یعنی از هر سه ایرانی، یک نفر.

چند درصد رسانه های کشور در خدمت بازنمایی واقعیت ها، مزایا، خواسته ها مشکلات و مطالبات مردم روستایی است؟ وقتی که شما به مجموع فضای رسانه ای کشور نگاه می کنید اعم از رسانه ملی و مطبوعات، تا فضای اینترنت، سینما، هنر و غیره می بینید که این بخش مهم از جمعیت ایران ناپدید هستند. برآیند فضای رسانه ای شما در خدمت یک اقلیت 20، 30 درصدی است، که این رسانه های برآمده از اقشار خاص و مرفه باید روز بروز آزادتر باشند . هیچ کس هم نمی گوید، آن دهاتی بیچاره ای که دستش به هیج جا نمی رسد، یک روزنامه، سایت، شبکه تلویزیونی هم ندارد، پس او باید کجا حرفش را بزند؟ این می شود تبعیض.

پس بحث اصلی در عدالت رسانه ای این است که ایران به این عظمت، ایرانی که یک طرفش سیستان و بلوچستان، یک طرفش آذربایجان، یک طرفش خراسان و یک طرفش بوشهر و خوزستان است، با این عرض و طول ، با این همه اقوام ، نخبگان، فرهنگ ها، فداکاریهایی که در راه انقلاب و اسلام و دفاع مقدس انجام دادند، اینها کمرنگ می شوند و یک اقلیت خاص مجموعه فضای رسانه ای کشور را به دست می گیرند.

در ایران سالی 100 تا فیلم ساخته می شود، 95 تا از این 100 تا در تهران ساخته می شود! و کاش در تهران. در مناطق میدان ولیعصر به بالا ساخته می شوند. این یعنی بی عدالتی.

ولی آیا این نگاه دولت است؟

چطور نیست؟

مجموعه عظیمی از عوامل جمع می شود تا این نگاه به وجود آید. در خصوص این چیزی که شما می فرمایید، دولت چه باید می کرد؟

همان کاری که در حوزه های دیگر کرده است. چطور آقای حمدی نژاد و دولت نهم و دهم  سفر های استانی انجام می دهند  و به عمق اقالیم مختلف کشور می روند و کمبودهای ملت را در می یابند و برایش پروژه تعریف می کنند. مثلا اینجا سد لازم دارد.اینجا ورزشگاه نیاز دارد. اینجا مدرسه نیاز دارد. من می گویم، چرا به فکرشان نمی رسد که اینجا رسانه نیاز دارد؟ چرا در کشور ده ها روزنامه منتشر می شود و قریب به اتفاق اینها باید در تهران منتشر بشود؟

دولت نشان داده بود که در بعضی از عرصه ها شجاعت خوبی دارد که بعضی از کلیشه را بشکند و مرعوب فضاسازی ها نشود. در این حوزه هم می توانست این کار را بکند. چرا اصفهان نمی تواند یک روزنامه سراسری داشته باشد؟ چرا ما نباید مجلات حرفه ای در تبریز و بوشهر و کرمانشاه داشته باشیم که مخاطب ملی داشته باشد؟ واقعیت این است که بخش عمده ای از آن برمی گردد به این که دولت برنامه ای برای این حوزه ندارد. دولت می توانست این کار را بکند. کما اینکه یکسال در سینما شعارش را داد ولی پیگیری نکرد. این تازه بحث اقلیمی است. اگر پا را یک مقدار فراتر بگذاریم و عمیق تر نگاه بکنیم، آن موقع بحث های دیگر پیش می آید. کار ارشاد الان مجوز دادن برای راه اندازی رسانه ها است. این مجوز دادن ها به غیرمنطقی ترین شکل صورت می گیرد که به دولت نهم و دهم هم اختصاص ندارد. 30 سال است که همین طوری است. یعنی دولت آنجا نشسته و یک عده می آیند و صف می کشند و درخواست مجوز می دهند. سه چهار سال طول می کشد تا نوبت به زنبیل اینها برسد و به آنها مجوز بدهند. یعنی دولت خودش نگاه نمی کند که امروز چه نیازی داریم و فضای رسانه ای کشور چه خلا هایی دارد. مثلا در عرصه علم و تکنولوژی آقای احمدی نژاد تلاش کرد تا اقدامات خوبی صورت بگیرد. بحمدلله داریم خیلی از نتایجش را هم می بینیم.

چرا ما راجع به فوتبال بیست تا روزنامه در این کشور داریم ولی راجع به علم یک روزنامه نداریم! این همه فعالیت های علمی و تکنولوژیک و دانشگاهی و پژوهشی در کشور انجام می شود. اینها ارزش یک روزنامه را در کشور نداشته است؟چرا کسی حمایت نکرده که چنین روزنامه ای شکل بگیرد. این کارهایی بود که دولت می توانست بکند ولی اصلا برنامه ای نداشته...

در جمهوری اسلامی برخی مفاهیم متفاوت از سایر کشورهاست


عبدالوحید فیاضی نماینده مردم نور و محمود آباد در مجلس نهم در گفت وگو با شبکه ایران، گفت: اگر در کشورمان حزب به معنای واقعی یعنی حزبی منطقی و مبتنی بر آرمان و ایده مشخصی و با یک نگاه بلند مدت شکل گیرد می تواند اثر گذار باشد.

وی تصریح کرد: چنانچه حزبی با مطالبات مردم میانه نداشته باشد مورد استقبال نیز نخواهد بود.

فیاضی در ادامه با تاکید براینکه در کشورمان حزب پویا و قوی نداریم گفت: احزاب کشورمان متناسب با مقتضیات زمان شکل گرفته اند و نه آرمان های بلند مدت.

نماینده مردم نور و محمود آباد در مجلس گفت: در سایر کشورها احزاب برای کسب قدرت تشکیل می شوند اما در فرهنگ اسلامی و ولایی ما نباید اینگونه باشد و اینگونه طرز تفکر مردود است. به دلیل اینکه در جمهوری اسلامی برخی مفاهیم متفاوت از سایر کشورهاست.

فیاضی حزب واقعی را حزبی دانست که نقش روشنگرانه و راهبرد ساز داشته باشد افزود: احزاب کشورمان به علت کندروی و یا تندروی از همپایی با محیط بازمانده و در حاشیه هستند.

چرا با هم ارتباط نداریم؟


مقدمه دكتر فواد ایزدی بر كتاب «جنبش تسخیر وال استریت»

...یك مشكل و معزلی در جامعه ایران وجود داشته و دارد و آن هم مشكل غرب‌زدگی است. از جلال آل احمد گرفته تا دیگران كه در این حوزه‌ها كار كرده‌اند كتاب‌های خوبی را نوشته اند اما توجهی كه حضرت امام داشتند توجه ویژه‌ای بود. یك دلیل غرب‌زدگی عدم آشنایی با غرب است دلباختگی‌ای كه نسبت به غرب ایجاد شده به این دلیل بوده كه افرادی كه این دلباختگی را داشتند یا از طریق سینما و فیلم وكتاب و رمان، با غرب آشنا شدند یا آنجا حضور پیدا كردند ، منتها حضورشان به گونه‌ای نبوده كه با واقعیت غرب آنگونه‌ای كه هست آشنا شوند. یا به عنوان دانشجو یا به عنوان دیپلمات به آنجا سفر كرده‌اند و فقط با بخش خاصی از غرب آشنا شده‌اند...

همه باهم...روزهای زندگی


امروز می‌خواستم بیام و بنویسم: آهای ! اونایی که رفتین دم وزارت ارشاد و «ننگت باد» و ... گفتین علیه فیلمهای زندگی خصوصی و گشت ارشاد. یک ذره، فقط یک ذره غیرت داشته باشین و برید فیلم «روزهای زندگی» رو ببینید. مرد باشید و دو تا هم بلیط بخرید که غیرت انقلابی‌تان حال بیاید. اگر نروید، من باور نمی‌کنم ذره‌ای از آن گلو پاره کردن‌هایتان را ...


در همین رابطه:
یادداشت ابوالقاسم‌طالبی برای«روزهای زندگی»
سید محمد حسینی: واقعیتش اینه که تمام حرفهایی رو که باید درباره "روزهای زندگی" زد و گفت رو تو لینک های بالا آوردم اما اگه این چند خط رو برا ادای دین به پرویز شیخ طادی عزیز ننویسم...خفه میشم...

دیروز عصری برا دیدن فیلم با کمیل راهی سینما فلسطین شدیم...همه چیز فیلم عالی بود... بازی ها، فیلمنامه، دکور، جلوه های ویژه.. موسیقی و ... اما اون چیزی که اشک من رو درآورد صحنه ای بود که پیام پذیرش قطعنامه حضرت امام از رادیو خونده میشه...من آدم مدعی ای نیستم اما یه چیزو میتونم با اطمینان بگم و اونهم اینه که اگه زمان پذیرش قطعنامه تو جبهه می بودم حتما حتما جون می دادم...اونهمه غربت، اونهمه مظلومیت و اونهمه بغض... بخدا آدم دیوونه میشه...بنظرم بعد دیدن فیلم اولین کاری که باید کرد خوندن دوباره "ارمیا"ی امیرخانیه... اونجا که خیلی ها از آدم میپرسن مگه شما طرفدار جنگ اید که از پذیرش قطعنامه و به عقل اومدن! حکومت ناراحتین؟! عجب آدم های ضد صلحی!! و سخت تر اینکه بسیجی این حرفها رو بشنوه و نتونه جواب بده که چرا ناراحتیم؟ جبهه یعنی چی؟ دانشگاه انسان ساز یعنی چی؟ زندگی با بهترین بنده های خدا روی زمین یعنی چی؟ دوری از شهر و آدم هاش یعنی چی؟ دوری از این زندگی روزمره حال بهم زن یعنی چی؟... باید دوباره ارمیا رو خوند...

بعد اینکه فیلم تموم شد من و رفیقم به معنای حقیقی کلمه مات شدیم. ولو شدیم رو نیمکت سنگی کنار سینما و از شدت تاثیرپذیری فیلم مونده بودیم که حالا چکار کنیم! 
اما از یه چیزی مطمئن بودیم و اون هم شدت کینه و نفرتمون از اون مثلث لعنتی "ما نمی توانیم" سال 67...بهرحال خیلی برامون عجیب بود که چطور فیلمی به این عظمت اینقدر کم دیده شده؛ حتی به رفیقم گفتم پا شیم بریم میدون انقلاب و یا 4 راه ولیعصر پوسترهای فیلمو پخش کنیم!...

روزهای زندگی رو ببینید؛ مطمئنا از بهترین فیلم های خواهد بود که به عمرتون دیدین.

فیاضی: رابطه نامطلوب مجلس هشتم با دولت موجب تکدر ملت شد


عبدالوحید فیاضی: دور دوم انتخابات در نیمه اردیبهشت، پرونده افتخار آمیز ملت ایران را تکمیل کرد.

ملت قهرمان و موقع شناس ایران با حضور پررنگ ،اثر گذار و یکپارچه مایه خشنودی دوستان انقلاب اسلامی و رهبری عظیم الشان گردیده و به همان میزان موجبات دلسردی ویاس دشمنان را از نظام اسلامی فراهم کردند.

انتخابات سرمایه گذاری عظیم ملت ایران است که می تواند پشتوانه ی محکمی برای استقلال و اقتدار نظام باشد و نتیجه این سرمایه گذاری نمایندگان ملت و شکل گیری مجلس مقتدر است.مجلسی که در مسیر استقلال و توسعه پیشرفت کشورگام برداشته و از منافع مردم دفاع کند.

سرمایه گذاری  برای نظام موقوف به گردآوری و تجمیع ثروت و منافع مادی و طبیعی نیست،گرچه همه ی اینان از مولفه های اصلی دوام و قوام داربست های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی یک سرزمین به حساب  می آیند.

 بنیادی ترین اصل حیات اجتماع ونظام اسلامی ،ارتباط و اعتماد مردم به حاکمیت است و این همان گزاره ای است که می تواند شاهرگ حیات نظام اسلامی باشد؛از این رو عنوان سرمایه گذاری برای مشارکت مردم،مناسب و مسمی است.

نتیجه می گیریم به هر اندازه میزان مشارکت مردم در صحنه های سیاسی  و اجتماعی که انتخابات نماد اصلی آن است بالاتر باشد.سرمایه ارزشمندتر و بیشتری توسط ملت ایران برای نظام صورت گرفته است.

ادامه نوشته

یوسفیان ملا در همایش حامیان لاریجانی برای ریاست مجلس نهم


این درد مشترک...تراژدی نان و کتاب


خانهٔ کتابِ اشا دیگر به‌روز نمی‌شود.

یادآوریِ این نکته که دلیلِ این واقعه «بی‌پولی» است، قطعاً به شما یا اهالیِ خانهٔ کتاب اشا کمکی نمی‌کند. حتی بارِ رویِ دوشِ این اهالی را سبک نمی‌کند. در تراژدیِ رویاروییِ نان و کتاب، برنده نان‌خواهی است!

لازم است یادآوری کنیم که اشا، طی حدودِ پنج سال فعالیتِ خود، فقط حدود دو ماه از حمایتِ مادیِ ارگانی فرهنگی بهره برد. (حدوداً سه و سه دهم درصدِ کل حیاتش).

از این پس، با قول و قرارِ هیچ بنی بشری دوباره به چاه نخواهیم افتاد و به وعده‌هایِ دروغین دل نخواهیم بست.

اشا یک مجلسِ دور همی، یک خاله‌بازیِ ادبی، یک تفریحِ دانشجویی یا یک بنگاهِ کاسبی نبود. ما در اشا، برایِ کتاب و کتابخوانی حرف داشتیم و تاجایی که توانستیم، حرف‌ها را بیان کردیم. بهترین قاضی، دربارهٔ بندگان قضاوت می‌کند.

ما برایِ فرهنگِ ایران، اشا را ساختیم. ان‌شاءالله کوتاهی نکرده باشیم.

در حاشیه منبرهای اینترنتی ِ محمود کندلویی!


اهالی رسانه در آمل حکما  با  وبلاگ  محمود کندلویی لاریجانی(کثر الله امثالهم) آشنا هستند یا دستکم یک باری شده است که به این تارنمای ِ عرفانی سر بزنند.چند نکته راجع به آن به ذهن قاصر راقم این سطور می رسد که انتظار می رود ایشان مورد  اعتنا  قرار دهند.لازم به ذکر است که مناعت طبعی که در ایشان سراغ دارم،به کلام ما قدری صراحت بخشیده است.

حاج محمود، ردای پیامبر را بر تن دارند و  حتا تصویری از آن را در سمت چپ تارنمای خود قرار داده است.جمله مخاطبان آن وبلاگ -قطعا- در خوانش محتوا و تحلیل آن، قبل از آنکه به شخص او توجه کنند، به لباس او توجه می کنند و این یعنی اینکه:

نباید راجع به هر مطلبی حرف زد و اگر بنا احیانا بر گفتن است، انتظار می رود در ادای سخن،ادعا یا چه بسا پاسخ،جوانب استدلالی و منطقی قضیه رعایت شود و این ملاحظات علمی برای این است که پای لباس ایشان در میان است.

برای نمونه در قضیه حضور زن در اجتماع – مساله ای که غالبا اسلامگریان سنتی-سیاسی ، آن را برنمی تابند – نمی شود در توجیه نظر خود چه بسا درست، با مثالی تحقیر آمیز زن را  با «هندوانه» یا «خربزه» قیاس گرفت.

و یا در دفاع از اینترنت ملی -که اساسا نفس این راهکار را در دفاع فرهنگی، نمی توان معقولانه تلقی کرد- به مثال های روبنایی قناعت کرد و به بهانه اینکه چندی سایت تبلیغات جن.سی می کنند،اینترنت ملی را آرزو کرد.

البته برخی نگاه نو حضرت ایشان، حقیقتا جای دفاع دارد و مایه مباهات است.اینکه مثلا ایشان در مطلبی به نقلی از جایی می نویسند:با دوست دختر خود ازدواج کنید و گرنه با دوست دختر دیگران ازدواج خواهید کرد.این نقطه عزمیت مهمی ست که ایشان می پذیرد، غالب جوانان این سرزمین، دوستی های قبل ازدواج داشته اند.

آمل در مه

مطلب حجت الاسلام کندلویی

بازتاب های یک مصاحبه...


...آقای کروبی یک آدم احساسی و عاطفی بود. می‎شود پیچ و مهره ایشان را به‎دست بگیرید و ایشان را مدیریت کنید. در زمان مجلس ششم طیف تندروی مجلس طرحی را مطرح کردند که به‎نظر ما برخلاف نظر رهبری بود و به‎جایگاه ولایت ضربه می‎زد. با آقای حداد و دیگر اعضای فراکسیون اقلیت جلسه گذاشتیم که راه حلی برای مقابله با این طرح پیدا کنیم، پیشنهاد آبستراکسیون مطرح شد و این‎که همه اصول‎گرایان از صحن خارج شوند، اما تعدادمان کافی نبود و جلسه از حد نصاب نمی‎افتاد. من پیشنهاد دادم که مجلس را به هم بریزیم تا طرح تندرو‎ها مطرح نشود، آقای کروبی آدم ساده دلی! است. رفتم پیش ایشان و گفتم که آقای کروبی اگر این طرح در صحن مطرح شود ما مجلس را به هم می‎ریزیم و دعوا به راه می‎اندازیم و این برای آبروی شما و مجلس خوب نیست. ایشان به بنده گفتند شما می‎گویید که من چه‎کار کنم تا این طرح مطرح نشود؟ به ایشان گفتم اگر جسارت نباشد، لطفا شما ۱۰ دقیقه از صفای لری خود بهره ببرید! ایشان درآن جلسه به حدی جلسه را خوب مدیریت کرد که وقتی بهزاد نبوی، نایب رییس مجلس خواست به ایشان اعتراض کند،آقای کروبی به بهزاد نبوی گفت: «شما چیزی نگو. من که می‎دانم شما توده‎ای هستی!» ایشان به اخطار‎‎های برخی از نمایندگان هم بی‎توجهی کرد و به هر تقدیر اجازه نداد که آن طرح در صحن علنی مطرح شود و آن را از دستور کار مجلس خارج کرد.

........

من شخصا [با آقای کروبی بعد از انتخابات] دیداری نداشته‌ام، اما بعد از دیدار مسئولان ستاد‎های انتخاباتی نامزد‎ها با رهبری به آقای محتشمی پور گفتم که بنده یک پیغام برای آقای موسوی و کروبی دارم و شما به این دو نفر بگویید که اگر شما دو نفر عقل سیاسی دارید، یک نامه به رهبری بنویسید و از ایشان تشکر کنید و بگویید با توجه به تخلفات صورت گرفته ما از شورای نگهبان تقاضا داریم که به شکایت‎‎های ما رسیدگی کند و بگوئید که برای ما حفظ نظام از این تخلفات صورت گرفته مهم‎تر است. حتی بنده به آقای موسوی پیشنهاد دادم که اگر یک سال صبر کنید، می‎توانید در انتخابات شورای شهر تهران لیست ۱۵ نفره معرفی کنید و خودتان نیز شهردار تهران شوید و بعد از آن مانند آقای احمدی‎نژاد از شهرداری به ریاست‎جمهوری برسید. اشتباه بزرگ ایشان این بود که از واژه «تقلب» استفاده کرد.

..........

بنده به نتایج اعلام شده معترض بوده و هستم. اگر همین الان هم در شهر نور نظرسنجی کنید خواهید فهمید که رأی من از تمام رقبایم بیشتر بوده است. شب اعلام نتایج در شهر نور، عده‎ای از حامیان من جلوی ستاد انتخاباتی‎ام تجمع کردند و بسیار خشمگین بودند. برای من، نظام از نمایندگی خودم مهم‎تر است. همان شب بالای وانت رفتم و برای حامیانم صحبت کردم و گفتم که من اعتراضم را فقط از طریق قانونی پیگیری می‎کنم و به همه حامیانم گفتم که آرام به خانه های‎تان بروید. همان شب، تمام مسئولین شهر و استان با بنده تماس گرفتند و از بنده تشکر کردند...


  • همونطور که پیش بینی می شد مصاحبه تاریخ شفاهی با احمد ناطق نوری برای هفته نامه پنجره که به بررسی خاطرات 28 سال نمایندگی وی در پارلمان ایران می پرداخت، بازتاب های بسیاری زیادی را به دنبال داشت. لازم به ذکره قبل از بستن صفحات سیاسی این شماره برا مصاحبه ناطق دو صفحه جا به مادادند اما جناب فاطمی(سردبیر) که مصاحبه رو خوند گفت حتی یه کلمه هم نباید حذف شه! و متن کامل مصاحبه پیاده شده کار شد). در ادامه لینک برخی از سایت هایی که مصاحبه رو کار کردن رو می بینید و بعدش کامنت های جالبی که مخاطبان اون سایت ها درباره مصاحبه گذاشتن:

عصر ایران/ تابناک/خبرآنلاین/افسران/تبیان/قدس آنلاین/شمال فردا/شمال نیوز...

ادامه نوشته