نمازجماعت امدادگران سیل بهشهر

وزیر راه و شهرسازی درگفت و گو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری خانه ملت، افزود: پیشنهاد احداث متروی تهران -شمال پیشنهاد درست و منطقی است که از سوی برخی از نمایندگان استان های شمالی مطرح شد و وزارت راه با آن موافق است.
وزیر راه و شهرسازی اظهار داشت:اگرکسانی باشند و تحلیل و توجیه اقتصادی برای راه اندازی مترو داشته باشند به آنها سهام و زمین می دهیم تا کار را شروع کنند.
نیکزاد درباره سرنوشت آزاد راه تهران -شمال و اینکه چه زمانی به بهربرداری خواهد رسید گفت: روند اجرای آزاد راه تهران -شمال ادامه دارد وساخت قطعه ۴ از چالوس تا مرزن آباد را که ما قول آن را داده بودیم درحال اتمام است.
وی افزود: ساخت قطعه ۴ هم با سختی هایی روبرو شدچرا که تاکنون ۲ کوه ریزش کرده و۷۰ خانه تخریب شده است.
وزیر راه و شهرسازی با بیان اینکه قطعه ۱ از تهران تا شهرستانک را بنیاد وچینی ها انجام می دهند گفت:کنسرسیومی از بخش خصوصی تشکیل شد تا قطعه ۲ و۳ را انجام دهند.
نیکزاد با بیان اینکه این دولت هم تمام شد دولت بعد پروژه آزادراه تهران -شمال را انجام می دهد اظهارداشت:کنسرسیومی که کار اجرای قطعه ۲و۳ را انجام می دهد از کسانی هستند که قبلا آزاد راه پل زال خرم آباد ، ساوه همدان را ساخته اند.
وزیر راه و شهرسازیهمچنین از احداث خط - ریلی بجنورد به مشهد خبردادوگفت: قرارگاه خاتم الانبیا(ص) پیمانکار ساخت قطار مشهد-بجنورد-گرگان است و به زودی کارساخت آن آغاز خواهد شد .
انسان کامل:رسانه محلی «Local media» زمینه و تم جدیدی بر خود گرفت و این روزها به رنگ آمیزی جدیدی مشغول است.در غیاب ششبهمن ِ اتوپیاخواه و پس از نوشاندن جام زهر به تفکر انتقادی به هدف رنسانس کٌشی رسانه ای، رسانه های محلی با فاصله فاحشی از ایدآلیسم «Idealism»تحلیلی، دیگر حتی در رئالیسم«Realism» هم توان خبررسانی ندارد.رسانه ها در فقدان درد و آلام گفتمانی، این روزها به محل انتشار اعلام خبر مرگ این و آن، تبدیل شدند و برای زندگان، اساسا خبری نو، و حرفی نو ندارند!

چرا داستان ِ لوکال مدیا تراژدیک شد؟با این پرسش موافق باشید یا خیر، تاثیری در این حقیقت،این حقیقت ِمسلّم ندارد که پس از ششبهمن؛ شانیت رسانه ناگهان فروکاسته شد و کم فروغ گشت.به آن ثلمه ای سترگ وارد شد.تا جایی که در تکمیل صحت این ادعا، این روزها حضور رسانه محلی در سپهر اجتماع و سیاست چندان احساس نمی شود.می شود؟
نواسلامگریان در ششبهمن -با همه انتقاداتی که بدان می رفت- توانسته بودند با در انداختن طرحی نو رسانه محلی را وارد سبک زندگیِ شهرستانی کند.این پیروزی کمی نبود.به نحوی یک مدیر سیاسیِ شهرستانی،یک فعال اجتماعی،یک دانشجو و بسا یک استاد در داخل استان خود را موظف می دید تا در کنار خوانش سایت هایی نظیر رجا، عصر ایران،کلمه،جرس و غیره، به دیدن و خواندن ششبهمن نیز توجه داشته باشد.ششبهمن وارد زندگی رسانه ای مردم شد.طوری که شبکه من و تو وارد شد.
علل و دلائل گوناگون است و متنوع.اما به نظر نگارنده یکی از دلائل عمد، موضوعیت سازی رسانه ای و دغدغه انگیزی درون اسنانی بود که در ششبهمن دنبال می شد.کار چندان بزرگی نشد.فقط برخی مسائل مرده ای که در اثر عرف سنتی-درباری رسانه ای مدتهای مدید، به کناری رفت، با روایتی متفاوت بازخوانده شد و بازگفته شد.
برای نمونه در عرف سنتی-درباری رسانه های ماقبل ششبهمبن،پرداخت رسانه ای به واقعه تاریخی شش بهمن و رشادت ها مردم آمل و فرماندهان،چیزی جز یادواره ها و برخی همایشهای ظاهری در آن روز تقویمی نبود و در غیر آن روز تقویمی اساسا واقعه شش بهمن محملی از اعراب نداشت.
اما در سوی مخالف این رویه رسانه ای، سایت ششبهمن روزها و ماها و به بهانه های مختلف از طریق مصاحبه، یادداشت و انتشار تصاویر منتشر نشده، تفسیری نو و از ان واقعه ارائه می داد و با تعدد پرداخت به عمق ذهنیت تاریخی مخاطب کمک می کرد.این خط رسانه ای با بسته شدن ششبهمن دیگر دنبال نشد و ما دیدم پس از بسته شدن سایت ششبهمن، تا به امروز حتا یک مصاحبه، یک تحلیل در رسانه دیگر ارائه نشد!
نماینده نور و محمود آباد با بیان این مطلب که طراحان و امضاء کنندگان طرح سوال از رئیس جمهور این بار با هدف زمین گیر کردن احمدی نژاد، طرح سوال را پیگیر ی و دنبال می کنند، گفت : با توجه به قدرت رئیس جمهور در طراحی و ارائه راهبردهای جدید، طراحان از این امر غافلند که شاید صحنه برعکس رقم خورده و آنان زمین گیر شوند.
عبد الوحید فیاضی در گفت وگو با شبکه ایران با
بیان این مطلب که در جلسه روز گذشته فراکسیون اصولگرایان، اعضای این
فراکسیون به این نتیجه رسیدند که طرح سوال از رئیس جمهور، نه تنها نتیجه
ای در پی نخواهد داشت، بلکه به ضرر کشور و نظام است، خاطر نشان کرد:
متأسفانه طراحان و امضاء کنندگان این طرح متوجه تبعات منفی عملیاتی
شدن چنین طرحی در صحن علنی مجلس نیستند.
و ی ادامه داد: اولین اثر منفی
این اقدام آن است که شخص اول قدرت اجرایی در آستانه تحولات منطقه و ورود
به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، به چالش کشیده می شود و این امر فضای
جامعه را با تنش و بحران مواجه خواهد کرد.
نماینده نور و محمود آباد بیان داشت: جدیت
طراحان و امضاء کنندگان طرح سوال از رئیس جمهور در حالی صورت می گیرد که
مقام معظم رهبری در طی روزهای گذشته درخراسان شمالی و امروز در شیروان
تأکید به حفظ آرامش کشور از سوی مسئولان دارند.به گفته این نماینده مجلس
اجرا و عملیاتی شدن طرح سوال از احمدی نژاد سودمند نبوده و حاشیه های
سیاسی را در بیش از گذشته دامن زده و فضا برای معاندان داخلی و خارجی برای
سوءاستفاده بیشتر فراهم خواهد کرد.وی با تأکید بر این اقدام طراحان و امضاء کنندگان طرح بر خلاف فرمایشات رهبر ی برای پرهیز از اقدامات تنش زا است،گفت:
سوال از احمدی نژاد تنش بین مجلس و دولت را مضاعف کرده و نه تنها ساماندهی
اقتصاد کشور را در پی نخواهد داشت، بلکه بلکه به بحران سیاسی را هم به
مشکلات موجود می افزاید.
فیاضی اضافه کرد: هرچند طراحان و امضاء کنندگان هدف اصلی خود را طرح مباحث اقتصادی اعلام می کنند، اما آنچه واقعیت این است که امضاء
کنندگان و به ویژه طراحان این طرح دنبال زمین گیر کردن رئیس جمهور
هستند،تا شکست مجلس هشتم در ماه های پایانی را در ماه های آغازین مجلس نهم
جبران کنند.وی تصریح کرد: طراحان این طرح تلاش دارند با طرح مباحثی خاص، قدرت دفاع و تحلیل احمدی نژاد را کاهش بدهند،اما با
توجه به قدرتی که احمدی نژاد در طراحی راهبردهای جدید از خود نشان داده
،اگر همچنان احمدی نژاد رئیس جمهور گذشته ،با همان اعتماد به نفس بالا
باشد، احتمال دارد صحنه به نفع وی رقم خورد و به جای احمدی نژاد،مجلس زمین
گیر شود.گفتنی است علی رغم آنکه روز گذشته زمزمه هایی مبنی
بر عدم پس گیری طرح سوال از رئیس جمهور در راهروهای مجلس شنیده می شود، اما
امروز خبرها، حکایت از آن دارد که عده ای امضاء کنندگان منصرف شده و امضاء
خود را پس گرفته اند.
فیاضی در گفتگو با نیمروز مطرح كرد:
انسان کامل:دیشب، قبل از رفتن به زبانکده، فرصتی دست داد تا به شهر کتاب بروم و رمان یک عاشقانه آرام ِ نادر ابراهیمی را بگیرم. محمد حسینی - با جملاتی که چند روز پیش، از متن کتاب برایم فرستاده بود- وسوسه ام کرد تا یکی از آن را در خانه داشته باشم.نزدیک به 10 که رسیدم خانه، دلم نیامد بی تفاوت از کنار آن بگذرم.شروع کردم به خواندن.لامصب از آن دسته رمان هایی ست که آدم نمی تواند به اراده خود کنارش بگذرد.

عاشقانه آرام را به همه توصیه میکنم.به کسانی که علاقه مند به حضور در عرصه سیاست اند.به آنهایی که دغدغه فرهنگ دارند و هنر می آموزند.به دانش آموزان، به مادران.به دخترانی که غروب در خیابان هراز از پی هیچ، قدم می زنند و به پسران که دنبال هیچ می دوند.به کارمندان،.به آنهایی که درد با زندگی این روزهای شان عجین شده است.کتابی ست برای همه.از آن کتاب های خاصی که ابدا مخاطب خاص ندارد.حتما بخوانید.اصلا شرط ادامه رفاقت با من، خواندن این کتاب است.لطفا بخوانید.شاید پیام ِ نادر -در جهان عاری از عشق و مهر- التیام ببخشد زخم هایی را که از کینه خوردیم.عاشقانه آرام ِ نادر را تجربه کنید.در زندگی معجزه ای نیست.معجزه عاشقانه ی ارام نادر است.عاشقانه آرامی که گم شد است در حوالی ما...
در این داستان (بازگشت) محمود همچنان آرامناگرفته از روایت همسایهها و داستان یک شهر، راوی خود را دنبال میکند که اینبار سوم شخص است. ما در این داستان، شاسب را میبینیم که از تبعید آمده، با همه غریبه است. آیا او همان راوی داستان یک شهر است که از بندرلنگه برگشته؟ شاسب میبیند همرزمان قدیم دنبال پول و ثروت هستند. بانکهای خارجی تمام شهر را پر کردهاند. مردم آزادی را نمیشناسند، پس کودتا چیزی از آنها نگرفته که ناراحت باشند! (ص۱۳۳ کتاب) هرچند نسل نوجوان، رضا، خواهرزادهی شاسب میخواهد «بداند». این اشارت نویسنده است به تشنه بودن نسلی که همواره از پس نسلهای قبلی میآید و میخواهد بداند. «وقایعنگار»ی هم در این داستان بلند و در ذهن راوی پیدا میشود که او را وامیدارد تا حوادثی را که بر سرش رفته تعریف کند. شاید این وقایعنگار، وجدان زنده و حاضر زمانه است.
شاسب جوانانی را میبیند که اگر روزی تند از کنار مردم میگذشتند برای این بود که اعلامیهای را در دامنات بیاندازند اما امروز تند از کنارت میگذرند تا به دختری تنه بزنند که دامن کوتاه پوشیده و دامنش از بغل چاک دارد و این رسیدن از آرمانخواهی به مرز هرزهگی، شاید تمایل حکومت است.
محمود در رمان همسایهها از بلوغ جسمانی خالد و اولین ارتباط جنسی او با «بلورخانم» شروع میکند. این بلوغ جسمانی با حضور خالد در اجتماع به رشد اجتماعی و سیاسی میرسد. با پیدا شدن «سیهچشم» خالد نگاه دیگری به جنس مخالف پیدا میکند و در نهایت وارد مبارزه میشود. در «داستان یک شهر» او سرنوشت و تاوانی را که شخصیت رمان همسایهها برای مبارزه باید بپردازد به تصویر میکشد، فضای تبعید را هم لابهلای آن میبینیم، که از سرنوشت دیگر یاران خالد همسایهها هم روایت میشود و آنچه بر سر مبارزان آمده. و در «بازگشت» محمود ما را با این سؤال روبهرو میکند که آیا اصلاً مبارزه برای مردمی که درکی از آزادی ندارند، پس معنای کودتا را هم نمیفهمند و در واقع دولت کودتا چیزی از آنها نگرفته، آیا این مبارزه درست بوده؟ از اساس آیا شناختی که راوی نسبت به مردم داشته درست بوده؟ راوی در این داستان با تک تک مردمی که شاید برای آنها مبارزه کرده روبهرو میشود. و در نهایت همهچیز با یک علامت سؤال تمام میشود. آیا میشود امیدی داشت؟ سرنوشت آرمانخواهی آیا این بود؟

منبع: بی بی سی
انسان کامل: روز گذشته، علیرضا قربانی و علی قمصری در خانه دانش و هنر باربد آمل با جمعی از اهالی هنر دیدار کرد.در این دیدار مباحث مختلفی مطرح شد.یکی از حاضران، سوالی مطرح کرد که پاسخ علیرضا قربانی، جالب و قابل تامل بود.ایشان پرسید:چرا فضایی شده که خوانندگان سعی می کنند شبیه استاد محمدرضا شجریان بخوانند و این تقلید را تا جایی پیش می برند که حتی از تیکه های کلامی ایشان استفاده می کنند؟

علیرضا قربانی ضمن اذعان به جامعیت استاد شجریان در عرصه موسیقی قریب به این مضمون گفت:پس از انقلاب و تا دهه هفتاد فقط کار ایشان می توانست مجوز بگیرد.حتی آثار استاد بنان هم اجازه پخش نداشت! در چنین وضعیتی صدا و سیما هم فقط و فقط از آثار ایشان استفاده می کرد! در نتیجه، نسبت به آثار استاد، مخاطب ساخته شد و ایشان در این عرصه، بزرگ و دست نیافتنی شدند.البته نه آنکه، استاد در عرصه موسیقی بزرگ نیست.ایشان در عرصه موسیقی بسیار جامع هستند. بنان هم جامع بود.دیگرانی هم بودند.اما فقط کار ایشان پخش می شد.
خیلی جالب است! شبیه به این مضمون را محمدرضا لطفی چند ماه پیش گفت.احتمالا در گفت و گو با هفته نامه آسمان.اهالی رسانه چپ بر محمدرضا لطفی شوریدند و نکردند که ادب را نگاه دارند و حرمت را حفظ کنند.فحاشی کردند.علت آن مشخص بود.شجریان گفت بود که من صدای آن خس و خاشاکم.خب رسانه چپ، حاضرند همه را پای شجریان قربانی کنند.شایدم یک روز نوبت قربانی باشد.همه اینها به کنار.مدیریت صدا و سیما چرا پیش بینی چنین روزی را نکرد؟
اظهارات محمدرضا لطفی لینک:
«مطالبی را که شجریان در بیرون مرزها و داخل مرزهای کشورمان مطرح کرده، با مطالبی که من گفتهام و میگویم کاملاً متفاوت است. شجریان از سال ۵۷ و بعد از انقلاب تا امروز بالاترین حجم تولید و بیشترین و موفقترین کنسرتها را داشته است. اگر شجریان قبل از انقلاب یک دهم موسیقی تولید کرده بود، بعد از انقلاب صد در صد تولید داشته است. شخص آقای شجریان اگرچه مانند بسیاری از موسیقیدانها دچار مشکلاتی بوده ولی هیچوقت برنامههایش قطع نشده، آثارش منتشر شده، کنسرتهایش برگزار شده و همیشه مجوز گرفته است.»
وی همچنین افزود: «اولین کنسرتهای این مملکت را در شهرستانها شخص شجریان برگزار کرده است. خود آقای خاتمی در زمان وزارتشان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در کنسرت اصفهان شجریان حضور داشتند. امروز من شخصاً نمیفهمم شجریان به عنوان یک موزیسین موفق که این همه کنسرت داده و کار تولید کرده و آثارش در رادیو و تلویزیون پخش شده و بیش از ۳۰۰ کنسرت خارج از کشور داشته، چرا اکنون اعتراض میکند؟ من این را نمیفهمم. یک وقت شما را برای سالیان دراز محروم کردهاند و با کلی بدبختی یک کنسرت برگزار میکنید و هزارگونه مشکل دارید و اعتراض میکنید؛ اگر چنین شخصی بخواهد بر روی این مسائل صحبت کند قابل فهم است.»
مرتبط:هر کس از طلبكاريهاي شجریان انتقاد کند، خودش را دار زده است!
این روزها دارم "آتش بدون دود" میخونم. شاهکار مرحوم نادر ابراهیمی که خوندنش رو به همه دوستان توصیه میکنم. تو جلد دوم کتاب به ماجرای مخالفت کدخدای ترکمن با عادتهای اشتباه قومش میپردازه و در مقابل مخالفت قومش با اون. شیوه های عجیب و ناجوانمردانه باندهای قدرت و ثروت که ادامه شیوه کنونی رو به ضرر خودشون میبینن و بهمین خاطر به تحریک مردم علیه کدخدا میپردازن، عجیب آدم رو یاد این دوره و زمونه میندازه مخصوصا شایعه پراکنی و دروغ پردازی های حرفه ای که موجب دشمن شدن حتی نزدیک ترین دوست های کدخدا میشه...
موقع خوندن این کتاب؛ روش های ماکیاوولیستی جهان نیوز مشرق نیوز جوان ، فارس مهر و کیهان و ووو یک لحظه هم از جلوی چشم آدم محو نمیشن
ابوالفضل بادپا -افزایش ناگهانی کرایه های تاکسی در آمل ،به گفته برخی از رانندگان تاکسی این دستور از ظهر امروز صادر شد ، اما با سوال از چند راننده دیگر در نقاط مختلف شهر مشخص شد که شایع شد از سوی سازمان تاکسیرانی تا سه شنبه ۱۸/۷/۱۳۹۱ نرخ های کرایه اعلام می شود این درصورتیست که در این ماه دومین باریست که نرخ کرایه در برخی از نقاط شهر بصورت غیرقانونی افزایش می یابد که این اقدامات نشان از ضعف مدیریت سازمان تاکسیرانی شهر است ، سوال دیگر از مسئولین محترم شهری که با اعلام نرخ خیابان طالقانی به سمت پل معلق و بلعکس در سال ۱۳۹۰ تا کنون ۱۷۵ تومان که متأسفانه کرایه هایی که از مسافرین دریافت می شود مبلغ ۲۰۰ تومان است که هیچ نظارتی بر آن نشده است جناب مسئول محترم آیا این مبلغ اضافه که توسط برخی از رانندگان از مسافرین دریافت می شود حلال است؟
لازم به ذکر است برای افزایش نرخ کرایه های تاکسی های شهری دو ماه پیش شورای شهر اقدام کرد که با مخالفت مسئولین انجام شد تا این لحظه که بنده از فرماندار آمل جویای این خبر شدم ایشان افزایش نرخ کریه های تاکسی را رد کرد و خواستار اطلاع رسانی در این زمینه شدند.
بدون استثنا تمامی تاکسی های خیابان طالقانی نرخ کرایه ها را افزایش داده اند و ضمن اعلام این مطلب که به دستور آقای کریمی (سازمان تاکسیرانی) به آقای خالقی مسئول خط خیابان طالقانی این نرخ اعلام شد و رانندگان موظف به دریافت این نرخ هستند و تمامی برچسب هایی که بر روی شیشه های خودرو نصب بود جمع آوری شد .
سید محمد حسینی: معمولا
خوندن یه رمان سیصد چهارصد صفحه ای بیشتر از دو سه روز وقت از آدم نمیگیره
اما "شوهر
عزیز من" نوشته فریبا کلهر به دلایلی که در ادامه بهشون می پردازم، یه هفته
ای من رو درگیر خودش کرد.

ناگفته نماند خود کتاب منهای سوژه جذاب و خواندنی آن قطعا واجد ارزش خاصی برای نقد و وارسی نیست چرا که نثر کتاب بقدری ابتدایی و غیرحرفه ای و در بعضی جاها کسالت آور است که خواننده بارها و بارها به فکر کنارگذاشتن کل کتاب می افتد اما باز این سوژه جذاب کتاب است که آدم را ترغیب می کند برای ادامه داستان. از سوی دیگر صحنه های تخیلی بسیار دم دستی و پیش پا افتاده که نظیرش را در کمتر کتابی می توان یافت، نشان دهنده فاقد هرگونه ارزش ساختاری برای شوهر عزیز من است و این تصور را بوجود می آورد که اگر نویسنده نه بصورت رمان که در قالب خشکی مثل تاریخ هم ماجرای خود را روایت می کرد، تفاوت چندانی حاصل نمی شد.
کتاب از جهت اینکه به تاریخ کمتر دست خورده دهه 60 می پردازد آنهم نه در بعد سیاسی که در زمینه اجتماعی و رفتاری، بشدت خواندنی است، اما بجهت زاویه دید نویسنده شباهت قابل انتظاری دارد به فیلم هایی مثل زندگی خصوصی و بسیار فیلم دیگر که صرفا رنگ سیاه می پاشند بر دهه 60 و عجیبتر اینکه چقدر از این نوع فیلم ها در دولت های نهم و دهم رشد چشمگیر داشت!
در نقد "زندگی خصوصی" نوشته بودم که ماجرای "استحاله مردان انقلابی اول انقلاب" که به دلیل ویژگی های ذاتی انقلاب اسلامی، از جمله مسائل مختص کشورمان است و شاید در سایر ملل خیلی نظیر نداشته باشد، چقدر سوژه های دست نخورده ای در سینمای ماست و باز نوشتم که چقدر حیف شد که چنین سوژه ای بدست یک کارگردان زردساز و کاسب کار به نمایش درآمد. همین مسئله دقیقا در "شوهر عزیز من" تکرار شد و بنظر می آید که جریان تجدیدنظر طلب چقدر برای استفاده از این مسئله و زمینه سازی برای یک جعل بزرگ تاریخی همت دارد. در این راستا عدم ورود نیروهای ارزشی برای تبیین درست و بدون اغراق همه آنچه که در سال های ابتدایی انقلاب(اعم از تندروی ها و ...) روی داد، مسئله مهمی بنظر می رسد هرچند که در سال های اخیر شاهد حرکت هایی در این جهت بودیم.
"شوهر عزیز من" دهه 60 را دقیقا آنگونه توصیف می کند که فیلم هایی مثل خصوصی و یا 40 سالگی. فضای بشدت پلیسی، زیرآب زنی، جاسوس بازی حزب اللهی ها، خشک و متحجر بودن چادری ها، هوس بازی نیروهای مذهبی، گیردادن به همه چیز و همه کس، نبود آزادی، شکنجه، خودسری های کمیته و و و. در چنین توصیف هایی، تصویری که از نیروهای مذهبی در ذهن مخاطب نقش می بندد، آدم هایی دگم، بدون منطق، وحشی و بدون احساس است. بگذریم از تمسخر بی پایان چادر و چادری ها...

اما نکته ای که فلسفه نوشتن این مطلب شد، نه نقد محتوایی کتاب بود و نه بررسی دهه 60. مسئله اصلی این است که کتابی با چنین مختصاتی را چه رسانه ای به من و امثال من معرفی کرد و می کند؟، روزنامه شرق، اعتماد و یا هفته نامه های تجربه و آسمان؟
یکی از مشکلات اساسی جمهوری اسلامی در حوزه فرهنگ که خداروشکر در این چند سال بیشتر به چشم آمد، این است که اساسا نهادها، موسسات و رسانه هایی که از حکومت ارتزاق می کنند، بیشتر از آنکه خط و مشی فرهنگی نظام را دنبال کنند، بیشتر شده اند تریبون جریانات روشنفکری متعارض انقلاب.
این خیلی خنده دار است که حکومتی در حوزه فرهنگ از کسانی فحش بخورد که بیشترین امکاناتش را در اختیار همان گروه قرار داده. حالا از سینما بگیرید تا تئاتر و موسیقی و کتاب. وقتی که نشریات و رسانه های روشنفکری با تمام قدرت چهره ها و گفتمانشان را مطرح می کنند، انتظار این است که نهادها و رسانه های منتسب به حکومت هم بدون شرمندگی و خجالت در مسیر فرهنگی نظام حرکت کنند. غیر از این است؟ کدام حکومتی در دنیا به اندازه جهوری اسلامی اینقدر به مخالفینش امکانات و بودجه داده؟ اگر بعنوان مثال نشر چشمه بیاید و کتاب های معارضان را پشت هم منتشر کند، اصلا چیز عجیبی نیست، عجیب و تاسف آور این است که جایی مثل شهر کتاب که اساسا متصل به حکومت است، در بست در اختیار کسانی قرار گرفته که همچنان از جمهوری اسلامی طلبکارند! برای شخص من قابل فهم نیست وقتی که آسمان و تجربه و شرق و اعتماد و ... به هر بهانه ای دولت آبادی و صادق هدایت و شاملو را هی در بوق و کرنا می کنند، از آن طرف روزنامه "جام جم" وابسته به صداوسیمای جمهوری اسلامی هم بیاید و بین اینهمه کتاب خوب متعهد، یک ستون اختصاص بدهد به "شوهر عزیز من"!!
پانوشت: به مناسبت روز میلاد حضرت معصومه(س)؛ رمان دالان بهشت نازی صفوی رو برای عزیزی گرفتم. الان حدود یک هفته که رمان رو تموم کرده هنوز نتونسته از فضاش بیاد بیرون!