گفتگو با دکتر لنکرانی برای هفته نامه


سید محمد حسینی: دکتر کامران باقری لنکرانی وزیر بهداشت محجوب دولت نهم که یکی از بهترین کارنامه‎ها را در میان وزرای محمود احمدی‎نژاد داشت، گرچه پس از کناره‎گیری از فعالیت اجرایی به زادگاه خود شیراز برگشت و به طبابت مشغول شد اما این‎روز‎ها بیش از پیش در عرصه سیاست فعال شده است. او که به‎عنوان یکی از نامزد‎های بالقوه اصول‎گرایان مطرح است، این‎روز‎ها علاوه‎بر ارتباطی که از قدیم با جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی داشت، به‎عنوان سخنگوی جبهه پایداری نیز مشغول فعالیت است. نشریه "پنجره" برای تبیین صحبت‎‎های رهبر معظم انقلاب درباره انتخابات آزاد به‎سراغ او رفته و نظراتش را در این باره جویا شده است. مشروح این گفت‎وگو را اینجا بخوانید.

حاشیه سازها به حاشیه می روند


یادداشت اختصاصی "فیاضی" برای هفته نامه "پنجره" درباره ورود دوباره الهام به دولت:

1024x768

تغییرات در کابینه امری طبیعی است که در دولت های نهم و دهم نیز بسیار مورد توجه قرار گرفته است اما این مسئله در ماه های پایانی دولت امر مفیدی محسوب نمی شود و می توان آثار منفی زیادی برای آن برشمرد. خود رئیس جمهور هم که این عزل و نصب ها را صورت می دهد، نسبت به عواقب مثبت و منفی آن اطلاع دارد. شاید هم برخی تصور کنند که این تغییرات به نفع دولت است از این جهت که وزیر مربوطه در ماه های پایانی که باید اکثر طرح های دولت به نتیجه رسیده و به اصطلاح دولت گل اقداماتش را بزند، یک وزیر نتواند هماهنگ با مجموعه کابینه، خواسته های رئیس جمهور را عملی کند که در این صورت تغییر به نفع کشور خواهد بود.

ناما اگر بخواهیم از جهت ساختاری و سازمانی به این مقوله بنگریم، تغییر وزرا خیلی به نفع دولت و کشور نخواهد بود. این مهم در تمامی ساختارهای مدیریتی نیز امری مقبول و پذیرفته شده است. با این حال این روزها بیشتر از هر زمانی شایعات مربوط به تغییر وزرای نفت و کشور داغ شده است. با توجه به سابقه دولت در تبدیل شایعات به واقعیت، امیدواریم این تغییرات با کمترین حاشیه صورت گرفته و مسائلی نظیر برکناری وزیر بهداشت تکرار نشود. چرا که در این برهه، مهم ترین ویژگی کابینه باید هماهنگ بودن و پرهیز از اختلافات مسئولان در سطوح بالا باشد، چرا که دود این تفرقه ها به چشم مردم می رود و درست نیست تا در پایان عمر دولت دهم، خاطره بدی از احمدی نژاد در ذهن مردم نقش ببندد.

بنده و همفکرانم نیز در مجلس تلاش داریم تا با توصیه های مشفقانه و کمک به تحکیم فرایند روابط دو فوه، بسترسازی مناسب جهت تحقق فرمایشات رهبر معظم انقلاب را فراهم کرده و از دامن زدن به اختلافات پرهیز نماییم.

همچنین و در راستای تغییرات وزرای کابینه، در هفته های اخیر شاهد بودیم که آقای الهام پس از چند سال دوری از مناصب کلیدی در دولت، دوباره به پاستور برگشته و مسئولیت هایی چون سخنگویی دولت، معاونت نیروی انسانی رئیس جمهور و همچنین نماینده رئیس جمهور در شورای نظارت بر صدا و سیما  را بر عهده گرفته است. در این خصوص باید خاطرنشان کرد که آقای دکتر الهام از نیروهای بسیار خوب و مورد وثوق نظام بوده و امدنش می تواند به روند خدمت گزاری دولت کمک شایسته ای نماید. روندی  که مورد حمایت نیروهای حامی رئیس جمهور در دو انتخابات گذشته بوده و در سال های اخیر برخی حاشیه سازی های بی مورد آن را به حاشیه برده است. از این جهت معتفدم که بازگشت نیروی های سالمی چون دکتر الهام به دولت، موجب سنگین تر شدن کفه خدمت گزاری قوه مجریه در ماه های پایانی آن خواهد بود. چرا که معمولا در پایان هر دولتی با توجه نزدیکی انتخابات، شبهات زیادی متوجه بدنه اجرایی کشور می شود و برای همین هم نیاز است تا نیروهایی با جهت گیری اصولگرایی و بدون حاشیه نظیر دکتر الهام، دولت را در عبور از این مقطع تاریخی مهم یاری نمایند.

هر کی میخواد ایثارگران رو بشناسه...


هر کی میخواد جریان ایثارگران و روحیاتش رو بشناسه گزارش پایین رو بخونه مخصوصا اونجا که بدون توجه به حمایت های بی سابقه رهبری از دولت نهم، میگه پیروزی احمدی نژاد و ایضا پیروز نشدن قالیباف چ مشکلاتی رو برا کشور به بار اورده!! نیازی به گفتن نیست که بخش زیادی از مشکلات رو تیم رسانه ای همین دوستان بوجود آوردن( با پررنگ کردن مشکلات و مسائل فرعی دولت ). همچنین ویژگی خاص ایثارگران در کد دادن به رهبری هم مایه تاسف و خجالته بنظرم

+

شرح در متن


دیدار علامه مصباح یزدی با اعضای "جمعیت ایثارگران" و تاکید ویژه ایشان بر مقوله "تخریب":

....آیت‌الله مصباح یزدی در ادامه سخنان خود بار دیگر بر این نکته که ما راهی جز تکیه کردن بر شاخص‌ها نداریم، تاکید کرد و خطاب به گروه‌های اصولگرا از آنان خواست که همدیگر را تخریب نکنند، چرا که هدف مشترک همه این گروه‌ها دین و انقلاب است...

آیت‌الله مصباح یزدی در پایان سخنان خود با تأکید بر لزوم تواصع به حق و تواصع به صبر، خاطرنشان کرد: باید نسبت به برادران ایمانی خود تا زمانی که در مقابل حق نایستاده اند، خوش بین باشیم و نظر مشورتی خود را هم ارائه بدهیم. شما نظر و دلیل خود را بگوئید، دیگری هم نظر و دلیلش را بگوید. همدیگر را متهم و تخریب نکنیم...


فکر نمی کنم که دیگه نیازی به توضیحات اضافه باشه. جهت تنویر بیشتر میتونید به به سایت جبهه متحد اصولگرایان در ایام انتخابات نهم مجلس و یا سایت های جهان نیوز، مشرق نیوز و یا الف رجوع کنید!!


کدام حقیقت و کدام مجاز؟


انسان کامل: در زبان و ادبیاتِ صاحب نظران علم رسانه، برای حوزه مغناطیس ِنت، واژه «دنیایِ مجازی» به کار گرفته می شود کِ این روزها چندان از حیث القایِ معنا و مفهوم، لغتِ کامل و دقیقی نمی تواند باشد.در واقع آنچه در فضای نت/سایبر جریان دارد و اتفاق می افتد، خودِ واقعیت است.تحلیل ها، خبر ها و روایت ها از اتفاقات و رویدادها در سایت ها و وبلاگ ها و اخیرا شبکه های اجتماعی، همه و همه داخلِ در خودِ واقعیت است و اصلا صحنه و مصافِ مجازی روی نمی تاباند و رخ نمی دهد.

برای نمونه، در حالت عادی، عقاید و تفکراتِ یک بلاگر کِ به سطور نت می نشیند، همان چیزی است که فرد در دنیایِ خارج، ابراز می کند و این عین حقیقت است.شاید برخی بگوید کِ بستر یا صحنه ی گفتمانِ نت،مجازی است واضافه کنند کِ ابزار مجازی است و نه الزما عناصر موجود در آن.پاسخ به پرسش، در این وجیزه، مقصود نویسنده نیست.حرفم چیز دیگری است. 

با ظهور شبکه اجتماعیِ فیسبوک و با توجه به نوعِ ِخاصِ استفاده از آن در ایران،حوزه مفاهیم رسانه یِ مجاز در تقابل با جهانِ واقعی، دچار خرق معنایی شده و روح رسانه از آن چیزی کِ صاحبان اندیشه، می گفتند دچار دگرگونی گشته و این ازهم دریدگی ِ مفاهبم در مغاتطس ِ فیسبوک تا جایی پیش رفته است کِ برای آنچه در دنیایِ غیر از نت وجود و حضور دارد،می توان واژه مجازی را اطلاق کرد، نه آن چیزی که در فیس بوک و سایر شبکه های اجتماعی رخ می دهد!

نگارنده، نزدیک به چندین ماه است که صفحاتِ فیسبوک دوستان،اطرافیان و شهروندان را مورد مداقه میدانی قرار داده است.پس از برسی چندصد صفحه با تمرکز به نوع پوشش، به این مخرجِ رسیده است که دنیای مقابل نت، حسب ظاهرِ تحلیل، اندک اندک دارد از حقیقت وا می رود و به همان نسب، فضای شبکه اجتماعی با حقیقت آرام آرام همبستر می شود.

این ابدا، به این معنا نیست کِ در فضای مجازی آنچه رخ می دهد تماما حقیقت است و اصلا این ادعا را ندارد کِ در صفحات شبکه اجتماعی، دروغ، مجال جولان ندارد.نه.ادعا این است که رفتار انسانِ ایرانی در آن حوزه آماری،از آنچه کِ در شبکه اجتماعی بروز می دهند تا آنچه در جهانِ واقعی حضور دارد دچار یک دوگانه شخصیتی-رفتاری شده است.

برای نمونه،پسند عمومی در پوشش ِ واقعی را -صرف نظر از درست بودن یا نبودن آن کِ مسلما امری است شخصی- بیشتر می شود در عرصه شبکه اجتماعی فیسبوکدید و آنچه رفتارپوششی آنها در دنیای غیر از نت ابراز می شود، چیزی نیست که واقعا وجود دارد یا به زعم و ضمیر آنها خواسته می شود.

دلیل و سبب آن می تواند این باشد کِ از حیث رفتاری، نفسِ فیسبوک محدودیت ندارد.البته غیرقابل انکار است که دولت یا کشوری می تواند با تصویب قوانینی، نحوه استفاده را ترسیم و محدود کند اما امر مسام و بدون تردید، این است که فیسبوک با محدودیت، بر سر مهر و آشتی نیست و این بستر آزاد به انسان اختیار و اجازه می دهد تا آزادنه بگوید، بپوشد و تصویر کند.

در مقابل ِ دنیای فیسبوک -به طور اخص در ایران- محدودیت است و رسمیت است و خطوطِ قرمز و زرد و غیره.در این کشاکش، فیسبوک در ازای هر فرد توانسته یک «اتوپیایِ آزاد و محقر»دست و پا کند تا هر کس جهان خود را آنطور که دوست دارد و می تواند تصویر کند، نه آنطوری که هست و نه آنطوری که باید باشد.

وجود این اتوپیا برای جامعه همچنان سنتی ایران، به نسبت جامعه غرب، به مراتب چالشی تر جلوه نمایی می کند.بستر این اتوپیا به انسانِ ایرانی مجال عبور از سنت را می دهد و در عین حال، همین بستر به فرد دیگر می تواند جواز عبور از مدرنیته را صادر کند.

این بستر -فارغ از اینکه چه کسی درست می گوید و چه کسی نه- می تواند به شکل دهی یک تصویر ذهنی از جامعه ایرانیکمک کند.برای نمونه یا یک ملاحظات کلی در صفحاتِ اجتماعی دخترانِ ایرانی، دریافتی در خور تاملی بدست می آید.غالب آنها پوششی که مثلا در دانشگاه، خیابان و یا اداره دارند را در حوزه نت و شبکه اجتماعی برنمی تابند و اصلا بدان تن نمی دهند.درحالیکه در حوزه رسمی با چنین پوششی در می آمیزند.

در اجتماعِ واحد، گویی یک حوزه/ساحت تشریفاتی/غیرواقعی وجود دارد که آنها -حکما از روی اجبار- به آن رسمیت می بخشند و آنطوری رفتار می کنند که لابد نمی خواهند.حوزه/ساحت دیگر، نت و به طور اخص شبکه اجتماعی فیس بوک است کِ آنها رفتاری مغایر با رفتار خود در ساحت تشریفاتی بروز می دهند کِ بنظر می رسد عریان تر، حسب ظاهر واقعی تر و حقیقی تر است.

چرایی و سبب این دوگانه شخصیتی-رفتاریِ ایرانی در مواجهه با اجتماع، می تواند مورد توجه،تامل و مطالعه جامعه شناسان و روان شناسان قرار گیرد.

ادای دین به آقا مجتبی (ره)


قضاوت با شما


قبل نوشت: هر چند تو این دو سه سال چند باری پیش اومده بود که با دوستان انحرافی هم کلام بشم، اما شدت ابتذال منطق این افراد و همچنین بین بودن اشتباهات عدیدشون باعث می شد تا بحث و جدل با اونها چنگی به دل آدم نزنه درست بر خلاف سر و کله زدن با سبز ها. با این حال چند وقت پیش همینطوری تصمیم گرفتم با یکی از این حضرات وارد بحث مجازی بشم و نقطه نظرات جدیدشون رو بدونم. متن پیش رو، جدل کامنتی! بنده است با یکی از وبلاگنویسان طرفدار پرو پا قرص دولت دهم:

حسینی: سلام 

آدم از دیدن وبلاگ هایی مثل شما واقعا خنده اش میگیره. یجوری برا خودتون فضا رو ترسیم کردین که انگار...
در ضمن بجای اینکه به یه مقاله استناد کنی میتونی به آرشیو رسانه های گسترده ایثارگران و راست سنتی در آستانه انتخابات مجلس نهم یه سری بزنی تا بفهمی این دوگانه ای که تو پاراگراف آخر ساختی چقدر مسخره و بچه گانه است. جبهه پایداری که اونهمه فحش میخورد تو پاذل هاشمی بازی میکرد؟؟
ضمن اینکه هیچ نیازی به استدلال نیست که حاشیه سازی های بی مورد مشایی و بقیه در دولت دهم به افزایش قدرت هاشمی منجر شده. اینکه دیگه مثل روز روشنه.

راستی؛ یکی از عوامل اصلی انحراف، فردگرایی های مفرطه. موید و منصور


طریقت:

سلام
- انگار چی ؟
- آن دو گانه را من نساختم . یار هاشمی ساخته است که امثال پایداری را دشمن خود ندیده ! تقصیر من نیست !
- کدام فحاشی ؟! اگر دنبال فحش و فشار خرد کننده ای ، بروید اوضاع رئیس جمهور و دولت و طرفدارانش را ببینید . چهارتا کل کل انتخاباتی که چیزی نیست . همان موقع اقای مصباح در مصاحبه ای در مجله ۹ دی پایداریها و اصولگرایان متحد را دوایر متحد المرکز دانسته بود ! می بینید که تقابل ریشه ای در کار نبود ! تازه بعد انتخابات و آن فحشها به قول شما ، همین پایداریها و ایثارگان با هم متحد شدند تا حداد را رئیس مجلس کنند که نشد و بعضی از پایداریها به لاریجانی رای دادند ! ( اوضاعی است !! ) الان هم با هم نزدیکند و به دیدن آقای مصباح می روند . تازه تو انتخابات تمام پایداریها تایید صلاحیت شدند و اصلاح طلبها و ساکتین فتنه برخی فتنه گران حتی آنهایی که در تحصن مجلس ششم حاضر بودند !! ولی حامیان دولت همه رد صلاحیت . روشنه که از چه کسانی داره احساس خطر می شه !

- خیلی هم نیاز به استدلال داره ! این حرف خیلی آبکی است که چهارتا حاشیه و مسئله دسته ششم که اکثراً برای دولت ساخته و به آن پر و بال داده شد در سایتها و رسانه ها ، باعث قدرت گرفتن هاشمی و من اضافه می کنم پررو شدن فتنه گران بشود ! برعکس ، این ورود طلبکارانه هاشمی ، از سال ۹۰ با کلید خوردن توطئه انحراف سازی شروع شد وقتی کسانی که ظاهرا با دولت تقابلی نداشتند دانسته یا ندانسته وارد این بازی سیاه قدرت طلبان پشت صحنه شدند و پشت جبهه دولت را خالی کردند و شروع کردند همراه مخالفین قبلی دولت به حمله کردن به دولت و تضعیف آن . یعنی تضعیف تنها دولت و رئیس جمهوری که محکم مقابل تفکر هاشمیسم ایستاده . اینگونه هاشمی تا حدی قدرت گرفت و امیدوار وارد صحنه شده و به فکر دولت وحدت ملی افتاده و فتنه گران طلبکار شدند چون می بینند به اصطلاح اصولگرایان بعد از دو سال به جایی رسید اند که آنها سال ۸۸ ایستاده بودند . اتفاقا تقصیر این وضع بر دوش اصولگرایان و امثال پایداریهاست با حماقتهاشون . دیگه به چی می گن کامل کردن پازل ؟!

حسینی: سلام مجدد

اولا: در اینکه دولت و رئیس جمهور تحت فشار قدرت طلبان انحصارگرا هستن هیچ تردیدی نیست. خود من تا حالا چند تا مطلب در این باره نوشتم به حمایت از دولت. علی الخصوص رسانه های اون نهاد انقلابی که بر خلاف نظر امام تو سیاست دخالت میکنه! که دیگه شورشو درآوردن.

دوما: توصیف فشارهای خردکننده باندهای قدرت و ثروت علیه جبهه پایداری در آستانه انتخابات به "چهارتا کل کل انتخاباتی"! حتما از سر جهله. احتمالا شما تو ایام منتیهی به 12 اسفند تهران تشریف نداشتید!

سوما: چطور شما به عملیات فریب اعتقادی نداری؟ از کجا معلوم اون مشاور هاشمی جهت فریب امثال شماها اون مطلب رو ننوشته تا مثلا بگه ایها الناس! مخالف ما دولته و لا غیر. اونهم کدوم دولت؟ دولتی که موسوی و ملک زاده رو میذاره برا پست های حساس. دولتی که رئیس دفترش تو بحبحه فتنه سه ساعت سخنرانی میکنه و هیچ اشاره به هاشمی و حتی لفظ فتنه نمیکنه! مردم خر نیستن که نفهمن مخالف واقعی و نه شعاری هاشمی این دولته یا بچه های پایداری.

چهارما: کی پشت دولت رو از نیروهای انقلابی خالی کرد تا به وقتش نتونن تو دهن هاشمی بزنن؟ مشکل دولت دهم از جایی شروع شد که هر کی که با مشایی مشکل داشت اخراج شد تا دست بزن دولت در مقابل هاشمی و مخالفان احمدی نژاد از کار بیافته. بله... وقتی همه کاره دولت آقای مشایی میشه، بنده و امثال بنده صد سال دیگه هم حاضر نمیشیم بخاطر اراجیف حضرات پای کار بیایم. اونطور که تو دولت نهم بودیم.

موید و منصور


طریقت: سلام

دوما : راجع به دلیل کل کل انتخاباتی بودن به اندازه کافی توضیح دادم . آنچه روشنه حداقل به اندازه طرفداران دولت نسبت به پایداریها احساس خطر نمی شه و گرنه زیرآب آنها را هم می زدند
سوما : جل الخالق ! این همه حقد و کینه و بغض - که منجر به چه آتش افروزیهایی که نشد - نسبت به رئیس جمهور که در سخن و عمل هاشمی و یارانش و خانواده اش در تمام این سالها موج می زنه به خاطر فقط مخالفت شعاری دولت با هاشمی است ؟!!! آنقدر وضعیت براشون سخت و غیر قابل تحمل شده و کار به جایی رسیده که نوچه هاش در مجلس می خوان قانون انتخابات را چنان عوض کنند تا دیگه همچین آدمهای مستقلی از دار و دسته اینها روی کار نیاد . اینها همش عملیات فریبه !؟؟؟ که چی بشه ؟ !!! این دیگه از آن حرفها بود .

چهارما : اینکه کی پشت دولت را خالی کرد را هم به اندازه کافی توضیح دادم . لطفا در مورد مشایی این داستانهای سایتها و چهارتا سیاست باز را بدون فکر تکرار نکن . از کجا می دانید افراد به خاطر مخالفت با مشایی اخراج شدند . متکی اژه ای صفار پور محمدی جهرمی ... اینها آدمهایی هستند که دست بزن دولت در مقابل هاشمی باشن ؟ اینها خودشان در باند هاشمی هستند . شما ها به خاطر نبود همچین آدمهایی دیگه حاضر نیستید با دولت باشید ؟ دولت دهم که از نفرات انقلابی تر و مستقل تری تشکیل شده . آقایون برای اینکه خبط و خطاهای مدیریتیشان را بپوشانند پشت جریان انحرافی و مشایی قایم می شن . رئیس جمهور دلیل برکناری برخی از اینها را توضیح داد هیچ ربطی هم به مشایی نداشت . شما رئیس جمهور را چی فرض کرده اید ؟ دولت نهم هم مثل دولت دهم انقلابی است همانطور که رهبر گفتند : " هر بيننده‌‌اى احساس ميكند و مى‌‌بيند كه تلاش دشمنان در مقابله‌‌ى با جمهورى اسلامى در اين سالهاى اخير، بخصوص در همين شش هفت سال گذشته و بخصوص در اين دو سه سال اخير، بيشتر شده. به نظر من دو سه عامل تأثير دارد كه ما اگر بدانيم انگيزه‌‌هاى دشمن از كجا ناشى ميشود، تكليف خود را در برنامه‌‌ريزى‌‌هامان بهتر ميفهميم. به نظر من يكى از علل اين دشمنى‌‌ها، همين پيشرفتهاى شماست؛ يعنى ميخواهند اين پيشرفتها كند شود. جمهورى اسلامى با داعيه‌‌ى اسلام‌‌خواهى، با داعيه‌‌ى مردم‌‌سالارى اسلامى، با داعيه‌‌ى رد و نفى مستدل ليبرال دموكراسى، براى تشكيلات استكبارى دنيا يك خطرى است. هرچه شما بيشتر پيشرفت كنيد، اين خطر براى آنها بيشتر خواهد شد. ميخواهند جلوى اينرا بگيرند. عامل دوم اين دشمنى‌‌ها، زنده شدن شعارهاى انقلاب است. وقتى شعارهاى انقلاب كمرنگ شود، پنهان شود، آنها طبعاً بيشتر خوششان مى‌‌آيد و چهره‌‌ى همراه‌‌ترى ميگيرند؛ هرچه شما شعارهاى انقلاب را پررنگ‌‌تر كنيد، آنها چهره‌‌شان عبوس‌‌تر و خصمانه‌‌تر ميشود؛ اين چيزِ طبيعى است. "

به هر حال دوست ندارید پای کار باشید نباشید مشکلی نیست . به سلامت .

حسینی: سلام آخر!

اولا: جالبه: دلیل شما برای اثبات اینکه اساسا پایداری تو جبهه مخالف هاشمی هیچ نقشی نداره و همه بار رو ملک زاده، رحیمی و موسوی دارن به تنهایی به دوش میکشن!! اینه که چرا پایداری ها هم مثل به اصطلاح طرفداران دولت تو انتخابات رد صلاحیت نشدن!!

اینکه میگم دارید تو توهمات خودتون غرق میشید بهمین خاطره. شما انتظار دارید تو نظام جمهوری اسلامی جمعی از بهترین نیروهای ولایی رد صلاحیت بشن تا اثبات بشه که مخالف باندهای قدرت و ثروتن!!! واقعا که!

دوما: من نگفتم یادداشت مشاور هاشمی حتما عملیات فریبه. بلکه گفتم احتمال داره یا از کجا معلوم؟ بالاخره وقتی در یک طرف جبهه مخالفان هاشمی آدمهایی مثل الهام، کوچک زاده، رسایی، حسینیان، آقاتهرانی و مصباح باشن و در طرف دیگه خوشنامانی! چون رحیمی، بقایی، ملک زاده مرتضوی و موسوی، طبیعتا آدم شک میکنه و به حدس و احتمال میرسه!

سوما: من کی گفتم امثال پورمحمدی و جهرمی و متکی رو دست بزن دولت نهم مقابل هاشمی می دونم؟ بله همونطور که حتما حتما یه تار موی صفارهرندی(علیرغم انتقاداتی که در انتخابات مجلس نهم بهش هست) رو به صد تا مشایی نمیدم، حتما معتقدم کسی که تو ایام فتنه هفته ای چند تا دانشگاه میرفت و از بدنه سبزها فحش میخورد، شرف داره به اونی که میخواد هم از آخور بخوره و هم از توبره. از اون گذشته فتاح و الهام و لنکرانی وووو ضد هاشمی بودن یا نبودن؟

" دولت دهم که از نفرات انقلابی تر و مستقل تری تشکیل شده ."؟؟؟؟؟؟؟ شما محبت کن فقط به همین یه سوال جواب بده: آقای رحیمی و مرتضوی و ملک زاده و موسوی ضد هاشمی ترن یا صفار و لنکرانی و الهام؟
و البته هیچ کدام از اینها باعث نمیشه که پنهان شدن باند هاشمی رو پشت جریان مثلا انحرافی انکار کنم.

مشکل شما اینه که نمیخواین حقیقت رو ببینید و الا میفهمیدید که دولتی که دست بزنش مقابل هاشمی، تفاله های دست چندم هاشمی باشن، کارش باید هم به اینجا برسه.

آدرس وبلاگ گروهیمون رو هم گذاشتم تا فکر نکنید که هر کسی که مخالف مشاییه، حتما آدم هاشمیه!! شاید...

برا صحبت های رهبری هم ضمن تایید خدمات گسترده و فراوان دولت در اقصی نقاط کشور باید گفت که از دو جهت میشه به این تاییدات نگاه کرد: اولا این که فرمایشات رهبری در سال آخر دولت ها در واقع قطب نمای انتخابات اون ساله(به جهت الگو دادن و گفتمان سازی) دوم اینکه با توجه به تضعیف شدید موضع دولت که صد در صد تقصیر مشایی و حاشیه سازی های بی مورد اطرافیان دولته، این برداشت میتونه باشه که حمایت های رهبری با هدف شکست پروژه ناتمام گزاردن دولت دهمه که البته به عقیده شما این برداشت توهمه! مطمئنم.

موید و منصور


طریقت: پاسخ آخر !

اولا - دلیل اینکه پایداریها بر خلاف ادعای شما با ایثارگران و جبهه متحد اختلاف ریشه ای ندارن را در اولین پاسخ به اندازه کافی توضیح دادم و فقط به رد صلاحیت اشاره نکردم . مغلطه نکنید .

در نظام جمهوری اسلامی چند صدتا از طرفداران دولت را با دلایل واهی خیلی راحت رد صلاحیت کردند آب از آب تکان نخورد . در حالیکه اصلاح طلب و فتنه چی فاسد اقتصادی تایید صلاحیت شد . شمایید که خیلی خوش خیالید . البته رهبری تذکر دادند که کسی برایش تره خرد نکرد !

دوما و سوما - چه استدلالهای سطحی دارید . خط و مسیر و سیاستگذاری دولت در تقابل با اندیشه هاشمیسم است شما اگر در سیاست گذاری انحرافی می بیند بگید . هی استناد به دوتا اسم نکنید . اینها مگر چه کار کردند و چه کاره اند ؟ فعلا که آن اسامی که ذکر کردید در تقابل با دولت و رئیس جمهور با هاشمی به نقطه مشترک رسیدند ! با عوض شدن افراد که سیاستگذاری عوض نشده . آقای فتاح رفته جاش آدم بدی آمده ؟ و بقیه وزرا هم همیطور به قول دکتر بهترش آمده . آن اسامی خاص هم از دولت نهم در دولت بودن . آقای الهام هم که ظاهرا متوجه خطاش شده باز تشریفشون را آوردن ! شما باید خط را در نظر داشته باشید نه افراد .

شماها هستید که به جای اینکه فکرتان را به کاربیندازید عقل منفصلتان شده این سایتها و سیاستمدارها . هر چی می گن شما هم همان را تکرار میکنید . این ویژگی خاص پایداریهاست .

واکنشتان به سخنان رهبر واقعا جالب بود ! آخر ولایتمداری !
اگر رهبر هر چی بگه بعد ما بخواهیم با توجه به تمایلات خودمان تحلیلش کنیم و بگیم بله ، این سخن یک معنای ظاهری داره که البته قصد و خواست رهبر یک چیز دیگه است . آن وقت سنگ رو سنگ بند نمی شه . ما باید تابع ظاهر باشیم یا باطن سخن ؟ خودشان گفتند موضع من همانی است که میگم . اگر کسانی ادعا کنند رهبر یک موضع دیگری داری که با خلصین می گه ، کبیره کرده .

به سلامت .

استقبال فیاضی از نطق تاریخی رسایی



آقا مجتبی چشم و چراغ ماست


این هفته، هفته نامه "پنجره" رو از دست ندید؛ مخصوصا قسمت سیاسی اش رو!!

به قول بردیا گیلانی؛ به شرح معلوم!