بدون شرح...








حجت الاسلام ناصری با اشاره به سفرش به کشور برزیل برای انجام تبلیغ، خاطرنشان کرد: اسقف کلیسا در دیداری که با وی داشتم به خاطر شجاعت رئیس جمهور کشورمان در مقابله با موضع خصمانه آمریکا ابراز خرسندی میکرد.
وی ادامه داد: همدلی، همفکری، تدبیر، استقامت و ید واحد بودن، از وظایف مهم ما در این شرایط است و در این خصوص باید گفت که زحمات رئیس جمهور و دولت ایشان ستودنی است.
+ جزئیات دیدار نمایندگان با رئیس جمهور به روایت عبدالوحید فیاضی

انسان کامل:زاویه در آخرین برنامه خود که روشنفکری را به جدال [دکتر] لطف اله آجدانی و حجت الاسلام عباس نبودی گذاشته بود، شبِ نسبتا سرد و آرامی را سپری کرد و آنطوری که انتظار می رفت،تناظر، به جولانگاه دو اندیشه نسبتا متصاد نیاجامید و گفت و گو در یک فضای توام با وقار نضج می گرفت.هرچند تردیدی نیست که مناظره به سکون و آرامش ، شایسته تر است تا به جدال و مِرای بلااثر.قاعدتا پرسش متداول خیلی از بینندگان آن برنامه می تواند این باشد که القصه، برنده آن شب که بود خلاصه؟شخصا فکر میکنم در این گونه گفت و شنید ها نباید اساسا به دنبال برنده و بازنده گشت.در دیالوگ و تضارب اندیشه و گفتمان باید به این چشم انداز نگریست که در وهله آخر قرار است فهم و دریافت ما از رویدادیهای پیرامون، اصلاح شود و به حققت نزدیک آید.در واقع با این نگاه، مناظره پیش از آنکه یک مواجهه باشد،یک همکاری است برای تبین یک راهبرد.

نکاتی چند از مناظره به ذهن بنده رسید:
پیش از همه:
مجری در آن شب، خیلی در دست و پا افتاد. و حضور حرفهایش، گفت و گو را از
آهنگ و نظم می انداخت و دخالت های بیش از حد،قدری گوش مخاطب را آزار می
داد.البته نمی شود انکار کرد که تعریف مجری در اینگونه برنامه ها با اجرا
در برنامه عادی اندکی متفاوت است.در اصطلاح به مجری شبیه به برنامه زوایه،
«مجری ِ کارشناس» گفته می شود.این یعنی او می تواند علاوه بر تدبیر در وقت
دهی و مسیربخشی به گفت و گو، در مقام یک کارشناس هم ظاهر شود و گاه به
مخالفت و موافقت بپردازد.با این تلقی کسی مشکلی ندارد.مساله این است که
جناب صلواتی، در آن شب، از این مقام زیادتر از معمول بهره جستند.طوری که
اجرا در جاهایی لوث و به طرز وحشتنکی زننده شده بود.
بعد از پیش:تقریبا
پیدا بود که جناب نبوی برای یک جدال واقعی و نفس گیر نیامده بود.یا خودش
اینطور می پسندید و یا دیگرانی به او سپرده بودند که نکند بجنگد.در هر حال و
به هر روی ترجیح می داد راه خودش را برود و حرف خود را به کرسی بنشاند و
اگر دقت کرده باشید می دیدید که به چندتایی از بحث های مطروحه اجدانی،
آنطور که انتظار می رفت پاسخ جدی نداد.بیشتر، پی صحبت و ادعاهای خودش را می
گرفت.
آجدانی اما نشان داد که برای یک جدال آماده است و به تعیبر
درست تر، بدش نمی باید که یک گرد و خاکی بکند.در اوایل برنامه با مزاحی که
عنوان کرد، تنازع کلامی را آدرس داد که جناب نبوی ترجیح داد به آن نشانی
نرود و در خیابان های فکری خود قدم بزند.نبوی اصطلاحا پا نداد!
از دیگر
موارد قابل ذکر اینکه، آجدانی با یک زیرکی خاص ِ خودش در شروع برنامه با
یکسری کلی گویی، عنان بحث را در اختیار طرف مقابل خود گذاشت تا جناب نبوی
صحبت اصلی را شرع کند.لابد به این هدف که ایشان را در معرض نقد قرار خود
دهد، به جای آنکه بخواهد خودش را در معرض نقد ایشان قرار دهد!
در
مجموع مناظره حاوی حرف های جدیدی نبود و چندان به دریافت و رهیافت مخاطبان
کمک نکرد.فضای ساخته شده در مناظره، منظر جدیدی نساخت و پنجره ی نویی را
نگشود.البته من این طور فکر می کنم و نیز اگر بخواهم قدری رادیکای به فضا
نگاه کنم باید اذعان کنم که یک شب سرد بود.یک شب سرد کسالت آور!
هراز نیوز :درمراسمی تالار مهدیه آمل میزبان اصحاب قلم و هنر برای آیین افتتاح هفتهنامه «ندای شمال» بود .
"ندای شمال" عنوان سومین نشریه محلی شهرستان آمل در گستره توزیع استانهای شمالی است که به جمع مطبوعات مازندران پیوست.
حسین جوادی مدیرمسئول و صاحب امتیاز نشریه "ندای شمال" رییس سابق اداره ارشاد شهرستان آمل است .
نخستین نشریه محلی شهرستان آمل در سال ۱۲۹۴ به نام نسایا در چهار شماره به مدیریت عقیلی نیاکی به چاپ رسید.

خاتمی و دوستان عزیزش باید بدانند که برگ ریزان حیات سیاسیشان شدت گرفته است.

عبدالوحید فیاضی عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس نوشت:
سید محمد خاتمی گفته است: «ناطق نوری دوست عزیز من است و من میبایستی در دوم خرداد سال ۷۶ سهم یک سوم دولتم را به او میدادم.»
اینکه ناطق نوری دوست عزیز خاتمی است، گرچه برای آن دو نفر وحدت بخش است لیکن کنایه از یک خیالبافی بدون پشتوانه دارد که از آن بوی فتنه میآید فتنهای که متاثر از اتحاد و همگرایی چنان عناصری در سال ۸۸ دارد.
اینکه میگوئیم خیالبافی محض به این دلیل است که یاران ناطق نوری در
انتخابات ۷۶ الزاما کسانی نبودند که سنخیت و همکاری فکری با ناطق نوری
داشته باشند؛ بلکه اکثر کسانی که آن زمان در مقابل خاتمی ایستاده و از ناطق
نوری حمایت کردند در فضای سیاسی آن روز با مفهوم و معیار اصولگرایی اقدام
به پرهیز از خاتمی و ناگزیر روی آوری به ناطق نوری کردهاند که هیچ شباهت
فکری به ناطق نداشته و از سویی نیز حاضر نیودند در زمینی که دوم خردادیها
ترسیم کردند، بازی کنند.
تضاد فکری اصولگرایان آن روز که امروز نیز
همچنان بر همان اعتقاد و اراده پای میفشارند، با اصلاح طلبان قابل
اجماع نبوده است، گرچه کاندیدای موردنظرشان نیز آنگونه که میپنداشتند،
نبود و روزگار سپری شده نشان داد که نه تنها اینگونه نبوده و که «دوست عزیز
جناب خاتمی» نیز هست!
در نتیجه این سخن خاتمی در اظهار پشیمانی از
اینکه چرا چنین و چنان نکرده است، هیچ مبنای عقلانی ندارد آنهم برای اصلاح
طلبان تندرویی که حضور هیچ مدیری از گذشته را بر نمیتافتند چه رسد به
اینکه در ۷۶ بخواهند یک سوم کیک قدرت را به کاندیدای رقیبشان بدهند.
پس
اینگونه میتوان نتیجه گیری کرد که این سخنان خاتمی بیش از آنکه حاکی از
یک فرصت و ظرفیت سوزی باشد، از اتحاد فکری و دور اندیشی برای همگرایی دو
جناح بخ ظاهر متضاد حکایت میکند تاشاید بتوانند از آن در جهت بازگشت به
قدرت بهره گیرند.
شعار «دولت وحدت ملی» نیز در حقیقت در ضمیرش چنین
شائبهای را متصور مینماید که گروهی به واسطه حضور مستقیم در جریان فتنه
۸۸ با هدف براندازی نرم و ولایت زدایی محض به صحنه آمدند تا بار دیگر
بتوانند پشت سر شخصیتهای ملایم المزاج سیاسی که البته در نگاه صاحبان
بصیرت از ساکتین فتنه بودند، سنگر گرفته و آب رفته را به جوی برگردانده و
آبروی رفته را بازیابند، غافل از اینکه ملت ایران با هوشیازی کامل و به
اشارت رهبری عظیم الشان انقلاب در غبارآلودهترین فصل سیاسی روزگار ما یعنی
فتنه ۸۸؛ مسیر روشن ترقی را برای رسیدن به مرزهای عدالت و پیشرفت در پیش
روی خود قرار داده است و دیگر خاتمی و دوستان عزیزش باید بدانند که برگ
ریزان حیات سیاسیشان شدت گرفته است.
بردیا گیلانی: با گروهی از دوستان، مشغول به صحبت درباره موانع «توسعه» بودیم.یکی از انها تعبیر رندانه ای داشت. ایشان گفت:اگر استیو جابز در آمل به دنیا می آمد، بالاترین اقدامی که می توانست انجام بدهد، این بود که بتواند پارس انلاین را در بیاورد.البته شاید!
سهیلا محمدی: نهم آبان ، سالروز عروج شاعر بلند آوازه ای از دیار تنکابن بزرگ است که به شاعر انقلاب و دفاع مقدس معروف است و شهره کشوری داشته و از مفاخر فرهنگ و ادب مازندران بشمار می رود.
هر ساله در چنین روزی شاهد برگزاری یادبود سلمان قنبر هراتی این هنرمند ارزنده استانی که اشعارش شهره خاص و عام است ،در سطح استانی و در سال 89 در سطح کشوری بودیم ، لکن در سال جاری در یک اتفاق باورنکردنی یک روز قبل از سالروز پرواز این شاعر آزاده ، پیامکی از سوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی تنکابن برای همگان ارسال شد که مضمونش این بود "مراسم فاتحه خوانی بر سر مزار زنده یاد سلمان هراتی فردا سه شنبه 9/8/91 بر سر مزار وی در روستای مزردشت تنکابن"
اصحاب قلم و اهالی فرهنگ و هنر و بسیاری از مردم این منطقه از دیدن این پیامک بشدت تعجب کرده و از این اقدام اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی تنکابن اظهار گلایه مند کردند ، از این رو نگارنده به سراغ متولیان اداره مذکور رفته و علت را جویا شدم...

یکم: چند هفته پیش نمایشگاه هفته فرهنگی مازندران تو فرهنگسرای نیاورون برگزار شد. مراسمی که بسیار خوب و جامع و جذاب فرهنگی استان رو نمایش می داد. از صنایع دستی و غذاهای محلی گرفته تا نشریات و سایت های خبری. هر چند که علت اینکه چرا این مراسم تو دورترین فرهنگسرای تهران نسبت به نقاط مرکزی شهر برگزار شد هنوز هم برام سواله، اما نکته ای که میخوام بهش اشاره کنم، برمیگرده به غرفه رسانه های مجازی استان. تو قسمت دیواری این غرفه بنر بزرگی زده بودن که روش اسامی سایت های مختلف مازنی درج شده بود اما در کمال تعجب اسمی از سایت های آملی و بطور مشخص از هرازنیوز نبود!! و این در حالی است که اسم سایت های به مراتب پرت تر وجود داشت مثل چالوس نیوز و نوشهرنیوز!!!
دوم: چند روز پیش با اهل بیت!! رفتیم مصلی تهران نمایشگاه کتاب و باز به اصرار اهل بیت کلی گشتیم تا غرفه مازندران رو پیدا کردیم. گذشته از نشریات کسالت آور، تکراری و درباری؛ اونچه که باز هم مایه تعجب شد؛ این بود که باز هم بنری دیدیم که در اون هیچ اشاره ای به نام سایت های آملی نشده بود و در عوض اسم سایت هایی مثل "مازندنومه" چند بار اومده بود!!
سوم: و همه اینها در شرایطیه که بنظرم پویاترین فضای سایبری تو استان رو آمل خوبمون داره.
پ.ن1: اگه کسی خبر داره که اسم سایت های آملی هم تو اون بنر بود بگه تا من اصلاح کنم
پ.ن2: نوشتن این مطلب به معنای تایید مطالب سایت های آملی نیست ها!!
پ.ن: بدون شرح...
در استان مازندران، گروهي از مدعيان اصلاحات و عوامل ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي براي راهاندازي ستادهاي انتخاباتي اين داوطلب اصولگرا وارد ميدان شده و در جلسات متعدد و گفتگوهاي تلفني و رايانهاي فعاليت خود را توسعه دادهاند. مسئولیت ستاد اين داوطلب با آقاي "پ" است. وي براي داوطلب خود در استان حتي "كميته سخنرانان" تشكيل داده و مسئوليت آن را به آقاي "ي" سپرده است.
در شهرستان آمل، "ا. م" از فعالان ستاد موسوي در سال 88 مسئول ستاد اين داوطلب اصولگرا شده است. خانم "م. پ" حامي موسوي در انتخابات 88 نيز بانوان آملي را به همكاري با ستاد اين داوطلب اصولگرا دعوت ميكند. آنان در ماه مبارك رمضان، با همكاري يك نماينده مجلس بيش از 100 تن از نخبگان شهرستان را براي حمايت از داوطلب مورد نظرشان در تالار "سيامك" آمل، گردهم آوردند و با افطار و سخنراني از آنها پذيرايي كردند و برای آنان نماهنگي از دستاوردهاي آقاي داوطلب و ديدار او با مراجع پخش نمودند.
در شهرستان جويبار نيز يك نماينده كه در انتخابات مجلس نهم، از حمايتهاي داوطلب مورد نظر خود بهرهمند بود، فعاليت خود را به نفع وي گسترش داده است.
راه آقای شریعتمداری در سال 84 از امت حزب الله جدا بود و وی با تئوری صالح مقبول به جای اصلح انقلابی، به امت حزب الله توصیه می کرد به رقیب محمود احمدی نژاد رای دهند!

شبکه ایران: بدون شک ماجرای طلحه و زبیر و سرنوشت نهایی آنان را باید یکی از مهمترین و عبرت آموز ترین حوادث تاریخ اسلام دانست؛ ماجرایی که هیچ تاریخ مصرفی ندارد و مرتبا باید مورد بررسی و گوشزد قرار گیرد. شاید به همین خاطر است که مدیر مسئول روزنامه کیهان، امروز در یادداشت خود محمود احمدی نژاد و یاران او را به طلحه و زبیر تشبیه کرده است. گذشته از اختلاف نظرهای عمیق سیاسی مابین حامیان دکتر احمدی نژاد با جناب شریعتمداری، باید تاکید کرد مطالبی که ایشان در یادداشت خود متذکر شده اند بسیار مهم و حائز اهمیت است.
آقای شریعتمداری در یادداشت خود اگر چه مدعی است که قصد مقایسه ندارد، اما هر کسی می داند که این جملات چه معنایی دارد: « آیا طلحه و زبیر، آن هنگام که در رکاب رسول خدا(ص) و برای مقابله با دشمنان اسلام شمشیر می زدند و از جان خود مایه می گذاشتند، قابل تقدیر نبودند؟ و آیا مولای بزرگوار ما حضرت امیرالمومنین علیه السلام از آنان حمایت نمی کرد؟ اما وقتی همین طلحه و زبیر که آن همه مورد حمایت و تقدیر بودند پای از صراط مستقیم بیرون نهادند و پیمان شکسته و به اصحاب شام پیوستند و در آوردگاه فریب جمل به تخاصم و کینه توزی لشگر آراستند، حضرت امیر(ع) ابتدا به اندرز و نصیحت آنان پرداخت و عهدی را که بسته و شکسته بودند یادآور شد اما هنگامی که اصرار آنها به مقابله را مشاهده فرمود، با آنان به نبرد پرداخت.
اکنون باید به کسانی که داعیه اسلام و تشیع و پیروی از مولای متقیان را دارند گفت؛ کدام اقدام حضرت امیر علیه السلام را- نستجیربالله- «خطا»! می دانید؟! حمایتش از طلحه و زبیر یا مقابله حضرت با آنان را؟!
حزب الله افتخار می کند و این افتخار را به حساب لطف خداوند تبارک و تعالی و پیروی از ولی امر خود که در طول پیروی از رسول خدا (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام است می نویسد که از آقای هاشمی رفسنجانی در مقابل ملی گراها، سکولارها و شماری از مدعیان اصلاح طلبی دفاع جانانه کرد. و افتخار می کند در حالی که از مواضع آقای خاتمی نگرانی های جدی داشت، از وی در مقابل هجوم افراطیونی که در پوشش اصلاح طلبی به مقابله با او آمده و امروزه آشکارا به آمریکا و اروپا و اسرائیل پناه برده اند، حمایت کرد. حزب الله افتخار می کند از آقای احمدی نژاد قبل از آن که متاسفانه حلقه انحرافی به درون کابینه نفوذ کند، در مقابل اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 دفاع کرد و با رای بی نظیر 25 میلیونی او را به ریاست دولت برگزید.»
تاکید آقای شریعتمداری درست، به جا و صد البته بدیهی است؛ اما اشتباه آقای شریعتمداری این است که در محاسبه جایگاه خود به خطا رفته و -نستجیربالله - برای خود جایگاه امیریِ مومنان را قائل شده است! آقای شریعتمداری باید این نکته بدیهی را بداند که در زمان ما "امیر مومنان ایران اسلامی" شخص رهبر عزیز انقلاب است. به نظر می سد معضل اصلی مسئول گزینش مردم ایران از اینجا ناشی می شود که تشخیص "امیر انقلاب اسلامی" در خصوص طلحه و زبیر های زمان با وی متفاوت است و رهبر انقلاب تاکنون نه تنها کلمه ای در مذمت کسانی که کیهان طلحه و زبیرشان می نامد، سخنی نگفته اند، بلکه گفتمانشان را در همین 2-3 سال اخیر، عامل زنده تر شدن ارزش های انقلاب اسلامی عنوان کرده اند!
انتظار می رفت که آقای شریعتمداری بعد از 33 سال این حقیقت را فهم کرده باشد که ملت ایران همواره آماده تار و مار کردن طلحه و زبیر های سیاسی به فرمان "امیر سرافرازشان" هستند، تا این چنین دچار توهم "خود امیر پنداری" و "سخنگویی امت حزب الله نگردد.
نکته تاسف بار در خصوص اظهارات شریعتمداری این است که "امیر ملت ایران" طی 3 سال گذشته بیش از 90 بار از واژه انحراف و مشتقات آن در دیدار های متعدد خود که مخاطبان آن اعضای مجلس خبرگان رهبری، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مسئولان قوه قضائیه، فرماندهان سپاه پاسداران، دانشجویان، اساتید دانشگاه، نخبگان علمی، شرکت کنندگان در کنفرانس های بیداری اسلامی و ... بودند، استفاده کرده اما مدیر مسئول کیهان حتی نمی تواند یکی از این جملات را برای اثبات انحراف احمدی نژاد و یارانش استفاده کند با این وجود با بی پروایی و بی تقوایی به خود اجازه می دهد که رئیس جمهور را مصداق طلحه و زبیر بخواند.
مدیر مسئول محترم کیهان،
سال گذشته به بهانه مصلحت، با ساکتین غائله آمریکایی - اسرائیلی -
انگلیسی سال 88 و طلحه و زبیر هایی که در فتنه علیه "امیر انقلاب" قیام
کرده بودند، پالوده خورد و امروز نیز احمدی نژاد و یارانش را مصداق اصحاب
جمل می نامد تا معنای طلحه و زبیر در مکتب کیهان بر همگان روشن شود! بر این
اساس مایه کمال افتخار و سرافرازی حامیان دولت در پیشگاه ملت ایران خواهد
بود که از جانب امثال آقای شریعتمداری طلحه و زبیر نام بگیرند.
البته
ناگفته نماند که راه آقای شریعتمداری در سال 84 از امت حزب الله جدا بود و
وی با تئوری صالح مقبول به جای اصلح انقلابی، به امت حزب الله توصیه می
کرد به رقیب محمود احمدی نژاد رای دهند!
... و بالاخره مصاحبه عبدالوحید فیاضی با وطن امروز
عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی در تحلیل خود از طرح سوال از رئیسجمهور به «وطنامروز» گفت: مطابق قانون سوال از رئیسجمهور حق نمایندگان مجلس شورای اسلامی است مانند سایر حقوقی که برای نمایندگان تعریف شده تا در پی آن منافع مردم و نظام جمهوری اسلامی تامین شود.

عبدالوحید فیاضی اظهار داشت: از جمله ابزار نمایندگان نیز برای تحقق این هدف سوال و استیضاح و نظارت دقیق بر دولت است اما از آنجایی که مواضع و کارهای نمایندگان با توجه به شرایط مختلف جامعه تعریف میشود، به نظر میرسد امروز اگر با یک نگاه کلان و جامع نگاه کنیم، این مساله منافع کشور را تامین نمیکند.
به گفته فیاضی، در کشور ما دیدهبان اصلی مقام معظم رهبری است و همانطور که واضح است تدبیر رهبری در این شرایط که بارها نیز اعلام کردهاند، حفظ آرامش و تاکید بر ثبات سیاسی در کشور است. از آنجایی که سوال از رئیسجمهور طبیعتا حواشیای دارد و این حواشی در داخل و خارج سروصدا میکند، پس در شرایط فعلی به مصلحت نخواهد بود، ضمن اینکه اولویتهای مجلس در حال حاضر چیزهای دیگری است.
عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در تشریح اولویتهای مجلس خاطرنشان کرد: با توجه به وضعیت اقتصادی امروز ایران که ناشی از عوامل بسیاری است، به نظر میرسد اولویت مجلس باید پرداختن به اقتصاد مقاومتی و همچنین حمایت جدی و بدون شعار از تولید ملی باشد. متاسفانه با وجود اینکه مقام معظم رهبری تاکنون چندین بار به اولویت مسائل اقتصادی اشاره فرمودند اما ما هنوز آن جدیت و تمرکز لازم برای این مهم را در مسؤولان مشاهده نمیکنیم. همچنین مقدمه رسیدن به مطالبات رهبری در امور اقتصادی دوری از حاشیه سازیهای بیمورد و بینتیجه است که از جمله آن میتوان به طرح سوال از رئیسجمهور اشاره کرد.
وی افزود: کلیت دولت مورد تایید رهبری و مردم است و تلاش همگان باید بر این باشد که ماموریت دولت دهم با پایان زمان قانونی انجام شود. در این راستا زمانی که از یک وزیر سوال یا استیضاح میشود، آسیب چندانی به پیکره دولت نمیرسد اما سوال از رئیسجمهور همه کارهای اجرایی در سراسر کشور را تحت تاثیر قرار داده و معطل خود میکند. به نظر بنده طراحان اصلی این طرح از حاشیهسازیهای بینتیجه آن اطلاع کافی ندارند.
فیاضی در پایان گفت: پاسخگویی رئیسجمهور به مجلس یک تجربه منفی مهم در پایان عمر مجلس هشتم دارد که اگر آن نبود، بنده این تحلیل را مطرح نمیکردم. تجربه اول بسیار ناموفق بود و تکرار یک واقعه تلخ و منفی طبیعتا تبعات جدیدتری به دنبال خواهد داشت و من آن را دمیدن بر آتش فتنه جدید میدانم.