آیا خبر دارند عناصر فرهنگی آنها به چه اموری مشغولند؟
ایران-محمد جعفر بهداد:انحراف از قواعد اخلاقی، اصول دینی، آرمانهای انقلاب اسلامی و هویت ملی همواره مدعیان ارزشمداری را تهدید میکند.
کسانی
که به بهانههای مختلف، ارزشهای دینی و ملی را تحقیر میکنند یا این
ارزشها را نادیده میگیرند، حتماً دچار انحراف هستند و چنانچه دارای
مسئولیت باشند، خطر آنان بیشتر است. بعضیها تصور میکنند نفی و تحقیر آداب
و رسوم ملی، نشانه دینداری و انقلابیگری است. از سوی دیگر، عدهای
میپندارند با بزرگنمایی سرمایهها و سنتهای ملی، میتوانند نگاه دینی
حاکم بر کشور را تضعیف نمایند. اما واقعیت آن است که نشانههای فراوانی از
همسویی ارزشهای دینی و ملی با یکدیگر وجود دارد و ایرانیها همزمان به
«تمدن» و «تدین» خود افتخار میکنند. انحراف دیگر، به نادیده گرفتن الزامات
حفظ امنیت ملی مربوط میشود. تعداد کسانی که با تابلو و شعار انقلابی، اما
با اقدامات نسنجیده و برخوردهای احساسی و دور از اخلاق، منافع و امنیت ملی
را به مخاطره میاندازند، کم نیستند. ماجرای تخریب رئیس جمهور مکتبی،
انحراف بزرگی از جنس به مخاطره انداختن امنیت ملی بوده است. زیرا بدبین و
دلسرد کردن نیروهای ارزشی نسبت به رئیس جمهور و دولتی که از روز نخست
تاکنون برای اجرای عدالت و برهم زدن ساز و کارهای مافیایی و ناعادلانه در
حوزههای سیاسی و اقتصادی از پا ننشسته است، ظلم به نظام است.
و اما
سخنی چند با مدیران ارشد بعضی نهادهای انقلابی که بخشی از مجموعه تحت
مدیریتشان در طول 7 سال گذشته به طراحی، تولید و اقدام برای منحرفنمایی
رویکرد و عملکرد دکتر احمدینژاد فعال بودهاند:
1- حفظ دستاوردهای
انقلاب اسلامی، مأموریت همه کسانی است که دل در گرو اسلام، امام، ایران و
رهبری دارند. بنابراین منحصر دانستن این مأموریت، بدین معنا که دیگران فاقد
تشخیص، انگیزه و توان در این خصوص هستند، یک برداشت انحرافی است که
میتواند آن مجموعهها را به تکبر، تکروی و بیانصافی دچار سازد.
2-
جامعه ایرانی دارای سلایق متفاوت فرهنگی و اجتماعی است و چنانچه استقلال و
آزادی را از دستاوردهای اساسی نهضت حسینی خمینی کبیر بدانیم، بنابر این
برخورد احترامآمیز با ملتی که برای کسب استقلال ملی و آزادیهای سیاسی و
اجتماعیاش فداکاری کرد، ضرورت دارد. از این رو حاکم شدن فضای تحمیل و
اجبار در حوزههای فرهنگی و سیاسی به جای تبیین عقلانی و تبلیغ اخلاقی، یک
وضعیت کاملاً ضد اسلامی است که اصلیترین پیامد آن گریزان شدن افراد جامعه
از ارزشهای دینی و انقلابی یا موجب گسترش ریاکاری و ظاهرسازی در جامعه
میشود که این هر دو نشانه آفتزدگی و نیز زمینهساز فروپاشی از درون است.
3-
مدعیان دو آتشه ارزشمداری- که با خطکش خودشان دیگران را نفی و تکفیر
میکنند- بفرمایند در حوزه فرهنگی چه فعالیتهای چشمگیر و اثرگذاری
داشتهاند؟ آیا خبر دارند عناصر فرهنگی آنها به چه اموری مشغولند؟ اگر
موضعگیریها و اقدامات صرفاً سیاسی، بلکه سیاسیکارانه افرادی با عنوان
مشاور و معاون فرهنگی بعضی نهادها، شاخص عملکرد فرهنگی آنها باشد، معلوم
است که چه بر سر دستاوردهای فرهنگی انقلاب اسلامی خواهد آمد. مردم میپرسند
چه نسبتی میان فرهنگ، کار فرهنگی، معاون فرهنگی و مشاور فرهنگی با
مجادلههای سیاسی، آن هم از جنس بگو و مگوهای انتخاباتی و بین جناحی وجود
دارد؟ آیا تلاش شبانهروزی برای متهم کردن یک دولت مکتبی، مردمی و خدمتگزار
به انحراف- آن هم با کلیگویی و توهمپراکنی- یک فعالیت سالم و سازنده
فرهنگی است؟ اگر کسی از این مجموعهها بپرسد چرا اعضای تعداد قابل توجهی از
خانوادههای خودشان به انواع انحرافات اجتماعی و سیاسی دچار شدهاند، چه
پاسخی دارند؟ آیا میتوانند در پاسخ به این پرسش بگویند عناصر فرهنگی ما
فعلاً در حال فعالیت سیاسی علیه رئیس جمهور و همکارانش هستند؟! آیا اقدامات
همزمان عناصر سیاسی- رسانهای آنها علیه احمدینژاد نشانه بصیرت و
ولایتمداری است؟
آیا مفهوم و منطوق فرمایش آقا که فرمودند: «بسیجی باید
در وسط میدان باشد تا فضیلتهای اخلاقی زنده بماند»، این است که عوامل و
عناصر خود را در قالبهای امنیتی، سیاسی و رسانهای به جعل اخبار،
پروندهسازی براساس جعلیت و نهایتاً اقدامات محدودکننده علیه یاران
احمدینژاد فعال کنند؟ آیا سندسازیهای آشکار و پنهان علیه هر آن کس که
سلیقه و دیدگاهش را نمیپسندند و نیز انتشار میلیونها دروغ و تهمت علیه
رئیس جمهور انقلابی و همکاران فداکارش، نشانه و مصداق حفظ فضیلتهای اخلاقی
است؟ چرا باید به گونهای رفتار کنیم که تصویری زشت و ناپسند از ارزشی
بودن و انقلابیگری در ذهن افراد جامعه ترسیم شود؟ بسیجی، یعنی رئیس دولتی
که تمام وجودش را صرف افزایش اعتبار و اقتدار نظام از طریق خدمت شبانهروزی
و بیمنت به مردم، کاهش محرومیتها و نیز ایستادگی در برابر زیادهخواهان
داخلی و بینالمللی کرده است. اگر کسی تصور کند جمهوری اسلامی در وضعیتی
قرار گرفته که صرفاً با بداخلاقی و بیانصافی و تهاجمات ناجوانمردانه علیه
بهترین فرزندان ملت ایران پایدار میماند، بداند که این طرز تفکر هیچ
شباهتی به اندیشه و مرام بسیجی و هیچ تناسبی با الگوی اندیشگی و مدیریتی
رهبر فرزانه انقلاب ندارد. بعضیها فراموش کردند در دوران 16 ساله موسوم به
سازندگی و اصلاحات، چه آزادانه و بیمحابا علیه دستاوردهای سیاسی، اقتصادی
و فرهنگی انقلاب اسلامی طراحی و اقدام میکردند و وفاداران نظام با چه
مشقت و چه میزان تلفات توانستند از قربانی شدن همه ارزشهای اسلامی و
انقلابی در پای هوای نفس عدهای غربگرا یا خواص دنیازده جلوگیری کنند؟ آیا
پس از آن که با صبوری و هوشیاری مردم، نعمت بزرگی با بر سر کار آمدن دولت
انقلابی و خدوم نصیبمان شد، نباید شکر این نعمت را به جا میآوردیم؟ آیا
تخریب گسترده منتخب میلیونها ایرانی و رئیس جمهور مفتخر به تأییدات مکرر و
مؤکد رهبری به شکرانه این نعمت صورت میگیرد؟!
ایرانیها در طول 7 سال
گذشته عملکرد امثال ما را رصد کردهاند و برخلاف هدفگذاری دروغپردازان و
پروندهسازان حرفهای، تفاوت انتقاد دلسوزانه و خیرخواهانه را از مچگیری و
کارشکنیهای هواپرستانه تشخیص میدهند. بسیجی را باید از فضایل اخلاقیاش
شناخت و ملت ایران در طول 33 سال گذشته در بازشناسی جنس اصل از قلابی،
تجربه و دانش خوبی کسب کرده است.
٭ معاون سیاسی نهاد ریاست جمهوری
پایگاه خبری تحلیلی 6 بهمن در روز 20 فروردین 1390 راه اندازی شد و پس از حدود ده ماه فعالیت و پس از آنکه فیلمی درباره خلاف واقع گویی های احمد ناطق نوری منتشر کرد، هک شد. در این وبلاگ قرار است دوستانی که با سایت "6 بهمن" مرتبط بودند، دغدغه هایشان را قلمی کنند؛ اگر بگذارند...