به ما که رسید، آسمان تپید؟!
حسینی: از جمله مسائلی که در آستانه انتخابات مجلس نهم و قبلش به یکی از اهرم های باندهای قدرت و ثروت برای کوبیدن جبهه پایداری تبدیل شده بود، موضوع حزب بودن این جبهه و لزوم مجوز گرفتن پایداری بود که البته در همان زمان هم توضیحات لازم در این باره داده شد.
چند روز پیش به صورت اتفاقی داشتم ویژه نامه هفته نامه پنجره درباره جدایی مجمع روحانیون از جامعه روحانیت در سال 66 رو تورق میکردم که پاسخ رئیس و سخنگوی جامعه روحانیت درباره حزب نبودن این جمعیت و در نتیجه عدم لزوم مجوز گرفتنش از وزارت کشور توجهم رو جلب کرد. استدلال حضرات این بود که ما مثل سایر احزاب شعبه و شاخه ای نداریم که بخواهیم مجوز بگیریم. این موضوع گوشه ذهنم موند تا دیروز خبری دیدم با این عنوان که جامعه روحانیت ساری و دودانگه! در اعتراض به فلان موضوع اعتراض کرده!!
مطلب هفته نامه پنجره در این باره رو بخوانید:
از جمله حساسترین و بحثبرانگیزترین مباحثی که همواره پیرامون جامعه روحانیت مبارز را احاطه کرده، «تشکل بودن» یا «حزب بودن» آن است.
عدهای بر این باورند که این مجموعه، بهدلیل فعالیتهای سیاسی و
دخالت در این دسته از امور، حزب به حساب میآید و به ثبت قانونی در وزارت
کشور نیاز دارد.
اما گردانندگان اصلی این مجموعه، از ابتدا، با حزب شدن بهشدت مخالف بودند و آن را تشکل معرفی میکنند.
آیتالله مهدویکنی بر این باور است که: «درباره مسأله حزب، بعضی از
دوستان ما به تشکل حزبی متمایل نبودند، مانند بنده و آقای مطهری و عدهای
دیگر که میگفتند ما از حزب سابقه خوبی نداریم و اصلا حزب نمیخواهیم. همین
کاری که قبل از انقلاب میکردیم، یعنی با همین تشکل و ارتباط روحانی، در
سراسر کشور میتوانیم خیلی کارها انجام دهیم و در عینحال در برابر مردم
قرار نگیریم.
روحانیت بهعنوان پدر مردم و مرشد و راهنماست.
بنده الان هم معتقدم جامعه روحانیت حزب نیست و بههمین دلیل، اجازه گرفتن از وزارت کشور را هم لازم نمیدانم.
بنده میگفتم ما نباید روحانیت را بهصورت حزب و انجمن صنفی تلقی کنیم و
این کار به کلی به روحانیت برمیگردد. روحانیت باید یک شکل مردمی داشته
باشد. ما نباید شکل حزبی و صنفی به آن بدهیم.
دلیل من در پاسخ به دوستانی که میگفتند: «به هر حال، شما یک صنف محسوب
میشوید» این بود که صنف را ما قبول داریم؛ اما صنف به این معنا نیست که
روحانیت صنفی باشد که در جهت منافع صنفی یا دفاع از منافع گروهی خاص اقدام
کند.
روحانیت همواره در مقام دفاع از دین و پاسداری از حریم اسلام قیام کرده
است؛ در واقع، روحانیت صنفی در برابر سایر اصناف نیست، بلکه مدافع حقوق
اسلامی همه اصناف است.»6
این نگاه همچنان میان اعضای جامعه روحانیت وجود دارد و خود را بهطور
کامل ملزم به رعايت آن میدانند؛ تا جاییکه سخنگوی جامعه روحانیت مبارز،
حجتالاسلام مصباحی مقدم میگوید:
«جامعه روحانیت مبارز «جمعیت العلما» و یک تشکل صنفی و سیاسی است که
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفته و روحانیانی فاضل و مبارز را از
طیفهای مختلف فکری سیاسی جذب کرده و هرگز حاضر نیست عنوان «حزب» را برای
خود بپذیرد.
احزاب شاخههای مختلف و شعبههایی در سطح کشور دارند؛ ولی جامعه
روحانیت مبارز، برای دستیابی به قدرت شکل نگرفته و برای این کار
برنامهریزی نکرده و هیچ شاخه یا شعبهای تشکیلاتی ندارد؛ از سوی دیگر، این
تشکل همه روحانیان کشور را در برنگرفته و بهدلیل داشتن آرمانهای خاص
نیز غیرروحانیون را وارد تشکیلات نکرده است.
حالا نکته جالبتر موضوع اینه که عمده کسانی که بعد از تشکیل جبهه پایداری فریاد وا مجوزا وا مجوزا! رو سرداده بودن، از مریدان و هم حزبی های نزدیک جامعه روحانیت تشریف دارن. کسانی مثل غفوری فرد و بادامچیان!!
پی نوشت: مهم ترین آفت این روزهای سیاست ایران، بداخلاقی، قبیله گرایی و بدتر از همه انحصار طلبی است
پایگاه خبری تحلیلی 6 بهمن در روز 20 فروردین 1390 راه اندازی شد و پس از حدود ده ماه فعالیت و پس از آنکه فیلمی درباره خلاف واقع گویی های احمد ناطق نوری منتشر کرد، هک شد. در این وبلاگ قرار است دوستانی که با سایت "6 بهمن" مرتبط بودند، دغدغه هایشان را قلمی کنند؛ اگر بگذارند...